میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چای

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چای
و در دلِ کلماتی که گاه می‌خوانم
میان برگ گلی که نگاه می‌کنمش
و در میان نوا و کلام موسیقی
میان فیلم‌های عزیزی که گاه می‌بینم؛
تو در حضوری و انگار ، در کنار منی
کجای تصویری ؟ که هستی انگار و
حقیقتاً اما ؛ نبوده‌ای هرگز...


#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉♡
#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
دیدگاه ها (۰)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

‌.میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه...

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه م...

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه م...

ميان روزمرگى ام در ميان چاى و قهوه تلخ در دلِ شعرهايى كه گاه...

#طـــــو"بخشی از روحم را سرشار کردی که؛ همیشه گمان می‌کردم خ...

تابستان؟به اشتیاقِ کودکانه می‌ماند، به جسارتِ زمین، به سماجت...

از پشت قاب پنجره ، پر می زنی در باورم‌ انگار می بینم تو را د...

چقدر پاییز شده!چقدر این حال و هوا شال و کلاه و آستین‌های پای...

بابای خوبم؛دلم برای کودکی هایی که توی آغوش مردانه‌ات مچاله م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط