‌.

‌.


میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چای
و در دلِ کلماتی که گاه می‌خوانم
میان برگ گلی که نگاه می‌کنمش
و در میان نوا و کلام موسیقی
میان فیلم‌های عزیزی که گاه می‌بینم؛
تو در حضوری و انگار، در کنار منی
کجای تصویری؟
که هستی انگار و حقیقتاً اما؛
نبوده‌ای هرگز!💜





#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۰)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پروانه جان

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part²"توصیف در یک جمله:آتش زیر خاکستر"جونگ‌کوک...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_52فصل بیست‌وسوم...

contact 🍷#contract𝑃𝑇8ویو هویج:روز بعد:صدای سم اسب‌ها از پشت ...

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه م...

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه م...

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه م...

ميان روزمرگى ام در ميان چاى و قهوه تلخ در دلِ شعرهايى كه گاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط