میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چای

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چای
و در دلِ کلماتی که گاه می‌خوانم
میان برگ گلی که نگاه می‌کنمش
و در میان نوا و کلام موسیقی
میان فیلم‌های عزیزی که گاه می‌بینم؛
تو در حضوری و انگار، در کنار منی
کجای تصویری؟
که هستی انگار و
حقیقتاً اما؛
نبوده‌ای هرگز!
دیدگاه ها (۵)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پروانه جان

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneهمه چیز از ان شب خفناک شر...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part²"توصیف در یک جمله:آتش زیر خاکستر"جونگ‌کوک...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_52فصل بیست‌وسوم...

contact 🍷#contract𝑃𝑇8ویو هویج:روز بعد:صدای سم اسب‌ها از پشت ...

‌.میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه...

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط