مان روزمرگ ام

ميان روزمرگى ام

ميان روزمرگى ام
در ميان چاى و قهوه تلخ
در دلِ شعرهايى كه گاه  بيخيال رد
ميشوم
  و در ميان گلهاى پژمرده كه نگاه ميكنم

ميان اين همه موسيقي بى كلام
و غزل هاى رماتيك كه مي نويسم
حضورِ تو را حس و  انگار در كنارم
مى بينمت؟ 
كجاى  فيلم عاشقانه اى
كه گاه  هستى
و گاه از حقيقت دور شده اى
كجا تو را ديده ام .
دلنوشته....
دیدگاه ها (۰)

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

The Boy Who Stole Me From DeathPart 1صدای ترمز ماشین در خیاب...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۵

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

Contract 🍷#contract PT14ویو هویج: همگی توی سالن جمع شده بودن...

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

پارت‌: 21 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**حلقه‌ای که دور لبه‌ی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط