میان روزمرگی‌ام در میان قهوه و چای

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چای

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چای
و در دلِ کلماتی که گاه می‌خوانم
میان برگ گلی که نگاه می‌کنمش
و در میان نوا و کلام موسیقی
میان فیلم‌های عزیزی که گاه می‌بینم؛
تو در حضوری و انگار، در کنار منی
کجای تصویری؟
که هستی انگار و
حقیقتاً اما؛
نبوده‌ای هرگز!
قاصدک
حسرت💔💔
دیدگاه ها (۱)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

‌.میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه...

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه م...

میان روزمرِّگی‌ام در میان قهوه و چایو در دلِ کلماتی که گاه م...

ميان روزمرگى ام در ميان چاى و قهوه تلخ در دلِ شعرهايى كه گاه...

در زمان معلق میشوم ، جایی بین عقربه های ساعت ،وقت دلتنگی آنی...

از پشت قاب پنجره ، پر می زنی در باورم‌ انگار می بینم تو را د...

👇 👇 👇 دعایت می کنم عاشق شوی روزیبفهمی زندگی بی عشق نازیباست...

خاله بکر

بابایِ خوبم ؛دلم برای کودکی هایی که تویِ آغوشِ مردانه ات مچا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط