{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مه ی بی سر و سامانی ام

مه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آماده ی آن لحظه ی توفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
دیدگاه ها (۱)

شعر : بی تو بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟ دستهایم تا ا...

نازنینا امروز صدایت با صدایم ساز نیست / یا که من بسیار مستم ...

به دیدارم بیا هر شب ، در این تنهایی ِ تنها و تاریکِ خدا مانن...

ﺑﯽ ﺗﻮ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺯﺩﻩ ﯼ ﺩﺷﺖ ﺟﻨﻮﻧﻢﺻﯿﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻢﺗﻮ ﭼﻪ ﺳﺎﻥ ﻣﯿﮕﺬﺭ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت16ویو کوکتاریکی...

با همه ی بی سر و سامانی ام  باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرس...

با همه ی بی سر و سامانی ام, باز به دنبال پریشانی ام.... طا...

. با همه بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگ...

با همه ی بی سرو سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگی...

با همه بی سروسامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگی ام...

با همه ی بی سر و سامانی ام با همه ی بی سر و سامانی ام باز به...

#لطافت با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط