{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی‌ام

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام

آمده‌ام با عطش سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام

خوب‌ترین حادثه می‌دانمت
خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی‌ام

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام

محمدعلی بهمنی
دیدگاه ها (۴)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

پارت معرفی

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۴..

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت چهارم: سایه‌ی انتقام و ملکه مافی...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

╭─────────────── 🎀💜🎀 ───────────────╮🥹🦋 رمان‌خونای قشنگم، یه...

سنجاب کوچولوی من، تولدت مبارک🤏🥹تولدت مبارک به پسری که someho...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط