گله دارم گله از نحسی اقبال خودم...

گله دارم گله از نحسی اقبال خودم...
می دوم پشت سر مرگ به دنبال خودم...

من شمردم به سر انگشت خودم سی سال است..
داده ام وعده ی امسال به هر سال خودم!...

هیچکس بیشتر از من به خودم راست نگفت...
شده ام آینه ی عبرت امثال خودم....

دور تادور مرا این همه دیوار گرفت...
کاش یک پنجره هم بود فقط مال خودم .....
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_23فصل دوازدهم |...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

پارت ۴۵

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وهشتم | خانه‌ی قدیمیلانا، جونگکوک و آرین ب...

p24× تو حتی نمی‌دونی اون شب واقعاً چه اتفاقی افتاد، تهیونگ.....

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

....پارت دهم.....

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط