*یونگی از دستشویی برمیگرده*

*یونگی از دستشویی برمیگرده*
نامجون: رنگ و روت باز شده
*تو فکره و جواب نمیده*
نامجون: چیزی شده؟! به چی فکر میکنی؟!
*یونگی به مایع دستشویی زل میزنه*
یونگی: چرا تو دستشویی کونمون رو با آب خالی میشوریم ولی میایم بیرون دستامونو با یه کیلو مایع میشوریم؟
نامجون: سوال جالب بود...
جین: من میدونم
یونگی: چیه؟
جین: چون تو با دستات غذا میخوری نه با کونت
جیمین: اما کون هم خورده میشه
نامجون: عه عه
جیمین: دیروز پشت در اتاق ته و کوک بودم شنیدم...
نامجون:

اممم خب خب رسیدیم به بحث شیرینه لایک
من لایکککککککک می خواااااااااام😐💔

————⊹————
⌈ #SOHY_ARMY ⌋
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۲

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

سناریو درخواستی

چندپارتی

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

پارت ۵(بعد از اینکه جونگ کوک یونا رو بیهوش میکنه یونا رو به ...

p5

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۳ | «جایی که جیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط