p¹⁰

p¹⁰



=راستی هیونگ نگفتی چرا اینجوری شده ها.
●چون اولین بارش بوده و زمان طولانی بوده بهش فشار اومده و کم آورده اما خوب می شه . مسکن ها رو می یارم برات چون حتما خیلی درد داره . راستی هانا کم خونی داره قرص آهن باید بخوره .
=مرسی هیونگ خودم حواسم بهش هست.
●قابلی نداره من برم .
=خدافظ هیونگ.
●خدافظ کوک
=کنار هانا روی تخت نشستم که نفهمیدم کی خوابم برد
(پرش زمانی 30 مین بعد )
+بیدار شدم .درد شدیدی زیر دلم داشتم . با قیافه ی کوک مواجه شدم . خیلی کیوت خوابیده بود . یهو دلم قار و قور کرد گشنم شده بود نشستم لبه ی تخت خواستم پاشم که به خاطر درد دلم و پام افتادم روی زمین و از درد آخی گفتم.
=با صدای افتادن چیزی روی زمین پاشدم . فهمیدم هانا عه رفتم سمتش .
=خوبی؟
+اره آخ راستش نه.
=کجا میخواستی بری ؟
+اگه نمی کنیم دارم میرم یه چی بخورم گشنمه .
=باید به من میگفتی.
+حالا دیگه گفتم گشنمه .
=باشه لباساتو عوض می کنیم بعد میریم یه کافه هر چی خاستی بخوری .
+واقعا مرسی (با ذوق و کیوت) (هانا مثل خودم با خوردنی خر میشه🗿😂)

همایت یادتون نره پارک کذاییه حتما هم کامنت بزارین هم لایک کنین شرط نمی زارم با اینکه قرار بود بزارم (من چقد مهربونم)

#بی_تی_اس
#فیک
#فیکشن
#فیک_بی_تی_اس
#جین
#جیهوپ
#نامجون
#شوگا
#جیمین
#تهیونگ
#جونگکوک
دیدگاه ها (۱۸)

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1ساعت ۶ عصر بود، طبق معمول بعد دانشگاه...

پارت ۱۳

bts

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁵ویو: اتصبح با دل‌درد شدیدی از خو...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:22و رفت بالا افتادم رو ک...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط