عشق و هوس🖤

سلام من طاها بهمنی هستم و ۲۰ سالمه و جدا از مادر و پدرم زندگی میکنم و یه خواهر دارم به اسم سارا
رابطم با خواهرم خوبه و توی یه دانشگاه هستیم
و دوتا دوست صمیمی دارم شکیب و مبین رلاشونم نازی و فریال اونا هم توی دانشگاه ما هستن و توی یه کلاسیم
روز اول دانشگاه
#طاها روز اول دانشگاه بود سوار ماشینم شدم و رفتم سمت دانشگاه رسیدم و ماشینمو پارک کردم وقتی پیاده می شدم یه دختری رو دیدم خیلی سفید بود و خوشگل رفتم سمتش
بهش سلام دادم
طاها:سلام خوبی
#رها داشتم از ماشین پیاده میشدم که یه پسره اومد جلوم
رها:امم سلام ممنون
طاها:من اسمم طاها هست
رها:منم رهاهستم
طاها:خوشبختم از اشنایی تون شما توی کدوم کلاسین
رها:...
طاها:اا کلاس منم اونه 🤐
رها:چه جالب
طاها:اگه جزوه یا هر کاری داشتین من در خدمتم😁
رها:باش مرسی 😅
خداحافظی کردن
#طاها موقع خداحافظی دست داد باهام
معلوم بود دختر راحتی بود چون هم لباسای باز و خفن پوشیده بودم هم اینکه در رابطه با پسرا راحت بود‌
دلم میخواست این دخترو حتا شده یه بارم طعمشو بچشم...
ادامه دارد...🚶‍♀️


#رمان#رها#طاها#فریال نیکفر#رهاصادقی#شکیب#نازی#مبین#مبین رعیتی#عشق#طاهابهمنی#داستان#زیبا#بینظیر#جدید#دانشگاه#دوستی#علاقه#جی اج#اکیپ
دیدگاه ها (۲)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

بیو هانا:من هانا امیه دختر معمولی دانشجو ام و رشتم هنر و ارت...

کپشنو نیگااا کنن🥂😭عشق و خطر😈✨پارت سه دسته در رو پایین کشیدم ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۰۲ویو راوی مادر ...

《بر فراز ابرهای سرنوشت》پارت ¹⁰《برگشت به زمان حال》آیزاوا: اوه...

Twelve

مهمونی خطرناکپارت: 24ویو جونگ‌کوک تماس رو قطع کردم و گوشیم ر...

Custom bride part : 8

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۶جلوتر رفت و کشو رو...

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط