هر شب ، شب بخیری به تو گفتم و جواب تو را از سکوت خواب های

هر شب ، شب بخیری به تو گفتم و جواب تو را از سکوت خواب هایم شنیدم . فرقی نداشت که فاصله ی دست هایمان چند فانوس ستاره باشد ، پس دلواپس انزوای روزهای من باش . اگر به حجله ای خیس در حوالی خیابان خاطره برخوردی ، با یه یادت بخیر ساده یادم کن
دیدگاه ها (۲)

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

پارت ۳ | خاطره‌ای که فراموش شده بودهلیا تمام مسیر برگشت به خ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

تهکوک؛ اسیر سایه‌هاپارت یکشب، دانشگاه تقریباً خالی شده بود.ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط