{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت_113

#پارت_113
آقای مافیا ♟🎲

سوسن چشم غزه ای به سامیار رفت

+ هوی اونجوری نکن چشاتو ها

- خیله خب حالا سف بگیرش در نره

از کل کل باهاش خسته شدم رفتم سمت آشپزخونه خودم و انداختم بغل مامان

+ سلام عشقم

- سلام و زهر مار پنج ساعت بیرون چیکار می‌کنی چار تا وسیله میخواستی بخریا

+ مامان خیلی مهمه چی بخرم عقدمه به هر حال

- یه جور میگه انگار عروسیشه
دوماد منو سه ساعت علاف کردی

+ واااا مامان منی که دخترتم احیانا اینجوری نباید ازم دفاع کنی

- نه تو پرو میشی

هاج و واج داشتم نگاهش میکردم که با یه لیوان چایی از جلو چشمام رد شد و رفت پیش سامیار

سامیار به احترامش بلند شد و مشغول حرف زدن شدن
آقا نیومده جا خوش کرده
شیطونه میگه برم بگم شغله اصلیش چیه منم جرواجرش کنه

با تمام زور آرامش خودم و حفظ کردم
و به سمت اتاق رفتم

# روز عقد

لباسم و با کمک سوسن پوشیدم تازگیا شکمم سر حاملگی یک جلو اومده بود ولی خدا رو شکر کسی هنوز نفهمیده بود

لباسم و پوشیدم جلو آینه نشستم که سوسن آرایشم کنه

+ چرا نذاشتی برم آرایشگاه؟

ـ چیه میخواستی پولتو کنی تو خیک آرایشگر تا وقتی منو داری چرا آرایشگر

+ اعتماد به سقف خو نداری اعتماد به کهکشان

ـ خفه شو دیگه عشقم آرایشت تر نخوره
دیدگاه ها (۰)

#پارت_112آقای مافیا ♟🎲- عزیزم حرف سامیار جان حرف زنش یکیه بف...

#پارت_111آقای مافیا♟🎲تمام مدتی که سامیار نبود دو تا عفریته م...

#پارت_113آقای مافیا ♟🎲سوسن چشم غزه ای به سامیار رفت+ هوی اون...

#پارت_113آقای مافیا ♟🎲سوسن چشم غزه ای به سامیار رفت+ هوی اون...

پارت بیست‌ و دوم | راهیِ سفرپارک لاراچمدونم رو روی تخت گذاشت...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

KIM V

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

مال من باش Part:20ـ خانم جئون سریع بیا دفترم...ـ چشم ارباب.....

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒 وسط برگه از شدت فشار مداد مشکی سوراخ ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط