{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق دبیرستانی

عشق دبیرستانی
پارت۴
کوک ویو:
برگشتم نگاش کردم
چانیول:کوک بس کن...انقدر اذیتش نکن
بسه دیگه....چرا انقدر قلدری میکنی؟
کوک:چی داری زرت و پرت میکنی؟
بتوچه دارم چیکار میکنم گورتو گم کن تا نزدم لهت نکردم😡
چانیول:کوک....من دوسش دارم .....نمیخوام اذیتش کنی ...اینکاراتو تموم کن
وگرنه با من طرفی
کوک:خو به یه ورم که دوسش داری
دستمو محکم کشیدم بیرون و زدم تو صورتش
چانیول افتاد زمین کوک کتشو برداشت و رفت
هممون فک میکنیم که چانیول ا/ت رو دوست داره اما..........
ا/ت کم کم داشت بیدار می‌شد
چانیول از اونجا رفت
ا/ت ویو:
بیدار شدم
ا/ت:اخخخخ کمرم درد گرفتتتتت
خوشبختانه هنوز زنگ نخورده بود
گشنم بود...پاشدم رفتم بیرون
همین که از در کلاس رفتم بیرون یکی با پا زد زیر پاهام و محکم خوردم زمین
ا/ت:آخخخخخخخخ 😣😣پامممم
برگشتم نگاش کردم
کوک بود
کوک:😂😂😂😂😂
ا/ت:هوییییی چه مرگته عوضیییییی
کوک:عوضی عمته دختره هر+زه
ا/ت:چه گوهی خوردی تو الان؟؟😡😡
پاشد و محکم زد تو صورتش
کوک:آخخخخخخخخخ چرا میزنیییی؟؟؟؟
ا/ت:چون یه اسکلی اینجا بهم گفت هرزه
کوک:الان بهت نشون میدم
هردوشون شروع کردن به دعوا و کتک و فحش (ماشاالله ا/ت چه زوری داره که با کوک درفتاده😂😂)شوگا و تهیونگ و جیمین با دخترا (دیگه حوصله ندارم خدایی اسم بنویسم)رفتن از هم جداشون کردن
ا/ت: بار آخرت باشه به من میگی هرزه پسره ف.ا.ک.ی😡
کوک:ببند دهنتووووو
دخترا ا/ت رو بردن
هیونا:ا/ت باید مواظب خودت باشی
قبوله زدیش حقش بود
ولی یکم به فکر خودت باش
ا/ت:گوه خورده فوش میده😡
ترسا:ماهم همینو میگیم ا/ت
فقط با اون درنیوفت
اون خطرناکه ..هیچکس تاحالا از کسایی که اونو عصبانی کردن خبر نداره
ا/ت:می‌خوام ببینم میخواد چه غلطی کنه
ا/ت از راه پله رفت پایین
داشتم می‌رفتم پایین که پایین پله ها کوک و دیدم
ا/ت:یعنی من ریدم تو این شانس الان واقعا حوصله اینو ندارم
همینجوری میخواستم از کنارش رد شم که یهو پام لیز خورد و ..........


ببینید ساعت ۲و نیم شب براتون نوشتم 🥲✋
خدایی لایک کنید دیگه

شرط پارت بعد:
لایک۱۰
کامنت۵
دیدگاه ها (۳۳)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط