گفتم از چراغ بگویم

گفتم از چراغ بگویم
دیدم از تو گفته ام
درون تاریكی
شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن
مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد🌷

صبحتان زیبا🌷

#انرژی-مثبت🌷
دیدگاه ها (۱)

اگر باور کنی یا نه تو را در خواب میدیدمدو چشمان قشنگت را شرا...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

جاده بی راهه

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

رفته بودیم کوه ، روی دامنه های کوه یه دسته گل خیلی خیلی قشنگ...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

حکایتی آموزنده از شیخ محمد کوفیروایتی از حضرت آیت‌الله ناصری...

سلام بچه ها ....پس از سال ها پارت شب بی پایان **************...

### پارت چهارم: فرار در مه و سرعتزوزه موتور توی خیابان‌های ب...

داستان کودکانه «دوستِ پنهان در میان گل‌ها و ستاره‌ها» به نوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط