{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از دست اتنا خسته شدم.از بس اذیتم کرد یعنی اذیت همه کرد

من از دست اتنا خسته شدم.از بس اذیتم کرد یعنی اذیت همه کرد نمی دونم چه دختری هست فقط می دونم جاش تو جهنمه پس من کاری باهاش ندارم ولی من کنار نمی کشم فقط تو پستاش کم تر کامنت می زارم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۴ ° تـــــو اینجااا با ددی من چیکار می‌کنی ؟؟× روانم پ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۰عصر، دوباره به کنار رودخونه رفتن.همون...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

پارت ۱۸

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

P. 7 "اون مال منه" 𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'...

پارت ۲۱صبح، وقتی بیدار شدم، یک نامه روی میز بود.دست‌خط پدرم ...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

🦢 پارت سی‌ویکم | حقیقت پدرلیانا هنوز جلوی در ایستاده بود.— ی...

ادامه پارت ۲تهیونگ به کفِ سنگیِ خونه نگاه کرد. اون واقعاً به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط