{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♥️🖇

♥️🖇
مادرم هیچوقت بمن نگفت
دوستم دارد
وقت نداشت
دستش همیشه بند بود
بند بستن بند کفش‌های من
که گره زدن بلد نبودم
دستش بند دکمه‌های روپوش خواهرم بود
بند مشقهای برادرم
من اما دوست داشتنش
را زنگ‌های تفریح در سیب قرمزی که
تهِ کیفم گذاشته بود
گاز میزدم…

#عاشقانہ
#حس_خوب
#آموزنده
#انڪَیزشی

#𝒔𝒂𝒏𝒂𝒛_𝒌𝒉𝒂𝒏𝒐𝒎𝒎
دیدگاه ها (۰)

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم دارد...وقت نداشت.....دستش همیشه ...

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم داردوقت نداشت.....دستش همیشه بند...

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم داردوقت نداشتدستش همیشه بند بود ...

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم داردوقت نداشت.....دستش همیشه بند...

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم داردوقت نداشت.....دستش همیشه بند...

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم داردوقت نداشت.....دستش همیشه بند...

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم داردوقت نداشت.....دستش همیشه بند...

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم داردوقت نداشت.....دستش همیشه بند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط