{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم دارد

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم دارد
وقت نداشت.....
دستش همیشه بند بود .

بند بستن بند کفشهای من
که گره زدن بلد نبودم
دستش بند دکمه ی روپوش خواهرم بود
بند مشقهای برادرم.

من اما دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم.
دیدگاه ها (۲)

:-)

خیلی زیباست

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۲۷دو هفته از ناپدید شدن سون-هی گ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 127✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط