و یکروز فهمیدیم «عزیزم» نام کوچک هیچکداممان نیست و شام
و یکروز فهمیدیم «عزیزم» نام کوچک هیچکداممان نیست و شام خوردن زیرِ نور شمع چشمهایمان را کمسو میکند.
سقف، بهانهی مشترکی بود که باید از هم میگرفتیم و تاریکیِ موّاجِ خانه را به دو نیم میکردیم.
تاریکی از دیوارهای شیشهای نشت کرده بود و ما دو حبابِ کنار هم بودیم که میترسیدیم هنگام یکی شدن نبینیم کداممان نابود میشود... .
-
سقف، بهانهی مشترکی بود که باید از هم میگرفتیم و تاریکیِ موّاجِ خانه را به دو نیم میکردیم.
تاریکی از دیوارهای شیشهای نشت کرده بود و ما دو حبابِ کنار هم بودیم که میترسیدیم هنگام یکی شدن نبینیم کداممان نابود میشود... .
-
- ۸۳۳
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط