{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنم

دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنم
.تا به گوش تو برسانند
:می گفتی
،قاصدکها گوش شنوا دارند
غم هایت را در گوششان زمزمه کن
.و به باد بسپار
..
و من اکنون صاحب دشتی قاصدکم
،اما
مگر تو نمی دانستی
!قاصدکهای خیس از اشک، می میرند؟
دیدگاه ها (۱)

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

داستان عاشقانه جدید

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

مرد بی رحم

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط