{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل بارونی

PART : 16 ( آخر )

از زبان راوی :
همه چی خوب پیش میرفت لولا از اینکه همچین حرفایی به ا.ت زده بود ناراحت بود و با ا.ت رفتار خوبی داشت ولی تنها چیزی ک فکر ا.تو درگیر کرده بود اومدن پدرو مادرش به عروسیش بود.....
ا.ت : همیشه دلش می‌خواست تو عروسیش پدرو مادرش هم حضور داشته باشن .....
ا.ت و اعضا الان تویه کمپانی بودن و داشتن تمرین میکردن ک ا.ت پاش پیچ خورد و بخش زمین شد تهیونگ و پسرا با نگرانی اومدن طرفش و تهیونگ ک دید ا.ت حالش خوب نیس برآید استایل بغلش کرد و اونو گذاشت رو صندلی و بهش آب داد ....
ا.ت : واسه پسرا گفتم ذهنم درگیر چیه ... تهیونگ کمی مکث کرد و روبه در داد زد :
تهیونگ: بفرمائید داخل !
ا.ت : یهو با دیدن مامان بابام بغض تو گلوم ترکید و اشکام ریخت....
مامان ا.ت : ا...ا.ت دخترم ! ( گریه )
ا.ت : مامان بابام اومدن بغلم کردن ....
* ساعتها گذشت و ا.ت متوجه پشیمونی پدرو مادرش شد انقد خانواده تو گوش پدرو مادر ا.ت گفته بودن ک اینجوری شده بود ا.ت دیگه نگران نبود و پدرو مادرشو بخشید .
ا.ت از تهیونگ هم تشکر کرد چون تهیونگ خانوادشو آورده بود .
" ۲ هفته بعد "
ا.ت : مامانم با دیدنم اشک شوقش فرود اومد بابام و داداشم آرومش کردن 🤣
تهیونگ اومد خیلی جذاب شده بود هائون هم بالا پایین می‌پرید رفتیم تو تالار و بله رو گفتیم و همو بوسیدیم ...
" ۳ سال بعد "
ا.ت : از دستشویی برايه بار ۷ برگشتم همش بالا میاوردم حالم خوب نبود سویون و مامان تهیونگ با مامانم اومدن مامان ته بهم یه بیبی چک داد رفتم انجامش دادم و برگشتم هر ۳ تاشون با چشمایه درشت بهم نگاه میکردن ....
ا.ت : ۲ تا خط یعنی چی ؟
سویون : جیغغغغغغغغ واییی برايه باااار دومممم دارممم عمههه میشممم .
( بچه ها منظورش از بار دوم یعنی هائون هم
مامان ته و مامان ا.ت : وایییییی دختررر بارداریییی حامله ایییییی !!!!!
ا.ت : چییییی ؟ واقعاااا ! ( ذوق )
هائون : مامان بارداری ؟
سویون : آره جیگر عمه داری داداش بزرگه میشی !
هائون : دختره یا پسر ؟
مامان ا.ت : ام اون چند ماه دیگه معلوم میشه پسرم .
هائون : نمیشه الان فهمید ؟
سویون : چرا برو تو اینترنت سرچ کن هر علامتی ک رو مامانت دیدی ک ربط به دختر یا پسر بودن بچه داشت میفهمی !
مامان ته : سویون ! دخترم !
سویون : جونم ؟
مامان ته : خفه شو مامان جان .
سویون : چشم .
ا.ت : خب چرا ؟
مامان ا.ت : چون ممکنه دروغ باشه بعد زرتی بخوره تو ذوقمون .
ا.ت : آهان.
تهیونگ: عررررررررررر داااااااارررررممممم برایههههه بااااررر دومممم بابااااا میشممم .
اعضا : وایییی بچه به دنیااا اومد ؟
" ۲ سال بعد "
ا.ت : سرم رو شونه ی تهیونگ بود و داشتم به هائون و هایون ک داشتن باهم برف بازی میکردن نگاه میکردم زیبا ترین لحظه ی زندگیم بود .... لحظه ای ک سرم رو شونه عشقم بود و خنده های بچه هام تا آسمون می‌رسید !
دیدگاه ها (۲)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

پارت ۴

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

stolen

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط