Fate is predetermined.
part: 37
بر خلاف تصور همه مینا و یول حتی زره ای حرکت نکردن
کیم با این اتفاق بیشتر احساس قدرت بهش دست داد و با غرور و پوزخندی لب زد " خوبه، شروع کنید"
همه مشغول شدن و تنها کسای که زیاد با اشتها میخورد هیون سو بود
بعد از تقریبا ۲۰ دقیقه کیم بلند شد و به اتاقش رفت
و بعد چند دقیقه مینا نفس صدا داری بیرون داد که بغضش رو واضح تر نشون میداد و رفت و میسون هم پشتش رفت
یکی یکی همه از پشت میز بلند شدن و الیزا تنها موند
بدون حتی خودن کوچیک ترین لقمه ای بلند شد و بیرون رفت و روی مبل های بیرون داخل حیاط که رو به دریا بودن نشست
بعد از کلنجار رفتن با خودش بلاخره اجازه جاری شدن اشک هاش رو داد
جون هی: اجازه هست؟
الیزا با شنیدن صدای جون هی با پشت دست اشک هاش رو کنار زد و با لبخند به جون هی نگاه کرد
الیزا: البته
جون هی نزدیک شد و کنار الیزا نشست و شال بافت سفید زیبایی رو روی پای الیزا گزاشت
جون هی: سردت میشه
شرط پارت بعد: لایکا ۳۰ تا
برای هر پنج پارت ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۳۶ و ۳۷ که امروز گزاشتم
بر خلاف تصور همه مینا و یول حتی زره ای حرکت نکردن
کیم با این اتفاق بیشتر احساس قدرت بهش دست داد و با غرور و پوزخندی لب زد " خوبه، شروع کنید"
همه مشغول شدن و تنها کسای که زیاد با اشتها میخورد هیون سو بود
بعد از تقریبا ۲۰ دقیقه کیم بلند شد و به اتاقش رفت
و بعد چند دقیقه مینا نفس صدا داری بیرون داد که بغضش رو واضح تر نشون میداد و رفت و میسون هم پشتش رفت
یکی یکی همه از پشت میز بلند شدن و الیزا تنها موند
بدون حتی خودن کوچیک ترین لقمه ای بلند شد و بیرون رفت و روی مبل های بیرون داخل حیاط که رو به دریا بودن نشست
بعد از کلنجار رفتن با خودش بلاخره اجازه جاری شدن اشک هاش رو داد
جون هی: اجازه هست؟
الیزا با شنیدن صدای جون هی با پشت دست اشک هاش رو کنار زد و با لبخند به جون هی نگاه کرد
الیزا: البته
جون هی نزدیک شد و کنار الیزا نشست و شال بافت سفید زیبایی رو روی پای الیزا گزاشت
جون هی: سردت میشه
شرط پارت بعد: لایکا ۳۰ تا
برای هر پنج پارت ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۳۶ و ۳۷ که امروز گزاشتم
- ۷۸۱
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط