{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر بزرگ خدابیامرزم میگفت قدیم ندیم ترها مردی که دختری ر

مادر بزرگ خدابیامرزم میگفت قدیم ندیم ترها مردی که دختری را نمیخواست. اما دختر عاشقش بود مردانه یک قرار در خیابان ناصری میگذاشت کلاهی که سر خودش میگذاشت را در دستش میگرفت، دستی به سبیلش میکشید و میگفت
ضعیفه برو پی زندگیت
ما راهمون جداس اصن
نبینم که عاشق پاشق شده باشی شمام جای خواهرما، مرام نیست بت نزدیک شیم و بعد ولت کنیم
دخترهای قدیم ندیم ترها یک ماهی دلشان میشکست تا وقتی مادرشان در گوششان میگفت مادر چه تو لباس عروس ناز شدی ، وقتی که چندسالی گذشت و صدای جیغ جیغ بچه بزرگشان عالم را خسته کرد یک روز که در خیابان مرد قدیم زندگیشان را دیدند لبخند روی لبشان مینشیند و میگویند چه مرد خوبی بود ، خدا برای خانواده اش حفظش کند
مادر بزرگم میگفت
آن زمانها اگر عشق وجود محکمی نداشت
معرفت اما از وجود همه سرازیر میشد
خدا بیامرزدش
دیروز فکر میکردم
شاید تقصیر خیابان ناصری است که نامش عوض شده
شاید تقصیر آن از خدا بیخبری است که به جای ضعیفه روی زبان ها عجیجم جا انداخت
شاید تقصیر این جامعه است که یکباره مدرن شد
و شاید تقصیر معلم های ادبیات مدرسه بود که شعرهای سعدی و حافظ را به معشوقه شاعرها نسبت میدادند
و در هیچ کجا نگفتند هیچ دوست دارمی را جدی نگیرید
آخ و هزار آخ به قرن مدرن 21 در ایران
مردهای امروزی یکی در میان جای کلاه سر خودشان سر یک دختر را کلاه میگذارند
قرارها را جای خیابان ناصری به مکان ممنوعه میکشند
اصلا این امروزی ها به تمام دوستان معمولی خود میگویند دوستت دارم
اصلا دوست معمولی انقدر مد شده
که وقتی چند ماهی از جدایی آن ها گذشت همان کسی که تا دیروز زیر گوشش میگفتند دوستت دارم حالا میشنود دوستی معمولی بودی
میگویم اصلا شاید سعدی وقتی میگفت
" تورا خود التفات نبودی به صید من"
دقیقا معشوقه ای بعد چند سالی که به سعدی گفته بود دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
تازه یادش آمده که دوست معمولی بودند
از من به شما نصیحت
نه خیابان ناصری وجود دارد
نه مرام و معرفت
نه فرشته کارتون سیندرلا
تقریبا چیزی قرار نیست درست شود
اگر قصدتان فقط خوش گذرانی بوده
دیگر چرا دنبال بهانه میگردید
چرا بهانه میسازید
مرد باشید بگویید برایم ساده بودی
اگر نمیخواهیدش چرا با جملات قصار عاشقانه فریبش میدهید
دوست معمولی ها هم جزو انسان ها هستند
زمین گرد است
و بروی میرسی به چیزی که انتظارش را نداری..
گیلدا_میربلوک
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت۴(the last par...

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 4| 2021 فلش بک |برای...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²ویو لیلی ___دو هفته گذ...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

🖤 قسمت سوم وقتی حق انتخاب از فاطمه گرفته شد...هنوز داغ پد...

درخواستی ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:1ا.ت:هق...هق لع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط