{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خــْـــودَم پرنسس

خــْـــودَم پرنسس
↩دوُســـْــتام⇜
تـاجِ روُ سَـــرَم
پـــَــس بـَد خواهـاموُن
یادِشـوُن نـَره
دسـَــــت بِــــــــــہ
تـاجِ سـَـرَم بِـزنَـــــن
بــِـــہ شـاهْرَگِـشوُن
چاقــٌــو مـیزَنَـم..
دیدگاه ها (۵)

فرض کن: خونه تنها هستی خانوادت رفتن روستا پیش فامیل و تو هنو...

عاقا گفتم که چیزی خاصی نیستایده‌ش این بود که‌ اوسی ها رو در ...

با خودم عهد کردم شاد باشم، بیخیالِ قضاوتا. متمرکز میشم روی د...

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم...

برده عمارت جئون

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۳صبح ساعت ۶ پرنسس رویا مردی را د...

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

پارت ۱۷از آن روز، آموزش دیدن شروع کردم.جونگکوک به من یاد داد...

پارت جدید..میگذرد..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط