فرض کن:

فرض کن:
خونه تنها هستی خانوادت رفتن روستا پیش فامیل و تو هنوز نخوابیدی و بیدار موندی و یهو صدای زنگ در آیفون رو می‌شنوی تا آیفون رو چک می‌کنی که جواب بدی میبینی (این دلقک معروف ایستاده پشت در و داره بهت لبخند میزنه) و یه چاقو دستشه چیکار می‌کنی؟

( از پنجره حیاط پشتی فرار می‌کنم به هر قیمتی که باشه)

(به پلیس زنگ میزنم و منتظر می‌مونم)

( میرم باهاش رو در رو میشم و به هر قیمتی که باشه)
( تسلیم ترس خودم میشم)


راهنما:


دقت داشته باشید این یه دلقک قاتل هست و فرصت زیادی ندارید پس پلیس گرینه مناسبی نیست
دیدگاه ها (۵۱)

یک شب سرد زمستونی تو خونه تنها هستی و همه خانواده ات رفتند ع...

دیشب تهیونگ اومد ویورس و یه عالمه با آرمی ها حرف زد (هزارتا ...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

‏🐿 [۱۷:۳۵ تا ۱۷:۳۸ به وقت کره]برگشتممممفکر کنم نمی‌دونم چرا ...

سرنوشت(ویو من)بعد از صبحونه، دوباره رفتم توی اتاق.همه‌چیز مث...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۲**ویو آت**ساعتم داشت تیک‌تیک می‌...

شاهکاری به نام دروغ

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

چند پارتی

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط