همسر من کلفت نیست

همسر من کلفت نیست

❣ امین روزها وقتی از ادارہ به من زنگ می‌زد و می‌پرسید چه میکنی ؟

اگر می‌گفتم کاری را دارم انجام می‌دهم می‌گفت:
«نمی‌خواهد! بگذار کنار ، وقتی آمدم با هم انجام می‌دهیم.» 💕

می‌گفتم :«چیزی نیست، مثلاً‌ فقط چند تکه ظرف کوچک است» 🍽 🍶

می‌گفت:«خب همان را بگذار وقتی آمدم با هم می‌شوریم!» 😄

مادرم همیشه بهش می‌‌گفت «با این بساطی که شما پیش می‌روید همسر شما حسابی تنبل می‌شود ها!»😐

امین جواب می‌داد«نه حاج خانم! مگر زهرا کلفت من است؟ زهرا رئیس من است.»😌

به خانه که می‌آمد دستهایش را به علامت احترام نظامی کنار سرش می‌گرفت و می‌گفت
«سلام رئیس.»🍃 🌸

💚 به روایت همسرشهید امین کریمی

💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖
دیدگاه ها (۱)

قسمت سیزدهم | شب، چهره‌ی واقعی اوروزها، جونگکوک جئون فقط یک ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دهم ۱۰

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

چند پارتی از جانگ کوکرمان: وصلتِ آتش و یخقسمت اول: خبرِ بمب‌...

چند پارتی

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

ابلیس

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۵ | یه حس عجیب وس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط