عشق ارباب

پارت ۴
هوف کشیدم و شروع کردم که لیا اومد
لیا: سلام دوست گلم ببخشید دیر کردم
+کجا بودی
•هیچ جا رفتم یکم توی حیاط عمارت گشتم
+شب؟
•خوب روز که نمیزارن
+راست میگی راست میگی
شروع کردیم به شستن ظرفا که یهو یاد یه چیزی افتادم
+لیا یچیزی میگم دعوام نکن
•چی
+قرصام
•قرصات چی
+تموم شدن (خنده مظلومانه)
•چی الان میخوای چیکار کنی اگه نخوری بیمارستانی میشی
+نه به قلبم گفتم امشب ادم باشه تا فردا یه کاری بکنم
•اونم حرف گوش کن واقعا حتی یکی هم نداری
+نه
•خوب اونا هم که دیر پیدا میشه چرا چندروز پیش که فهمیدی نگفتی بریم بخریم
+اشکال نداره فردا میرم میخرم
•اگه کاری بشه قبل از قلبمت من میکشمت
+باشه باشه
•الان میخوای کار نکن تا فشار نیاری به قلبت
+نه نمیخواد فشار چی خوبه خوبه
•خیالم راحت؟
+اره
راستش روم نشد بهش بگم پول ندلشتم که بخرم درسته مثل ابجیمه ولی اونم داره پولاشو جمع میکنه تا بتونه خودش برا خودش زندگی کنه و بره دانشگاه قرص منم گرونه و نمیشه یعنی توی این چهارسال هرچی پول گرقتم سر همین رفت و الانم دیگه پول ندارم قلبم بعضی وقتا درد میکنه ولی ولش کردم ولی میدونم فردا کار خودشو میکنه ولش کن با این زندگی مه من دارم نزدن قلبم بهترم هست یک ساعت طول کشد که تموم شد لیا انقدر خوابش میومد که تا تموم شد بدو رفت و خوابید ولی من نتونستم قلبم درد میکنه با این درد نمیتونم بخوابم پس یه لیوان برداشتمو یه چایی برای خودم درست کردم و رفتم توی حیاط عمارت و جلوی پله های عمارت نشستم و اروم اروم چایمو میخوردم چند دقیقه اژ همین طوری بود که یهو یک اومد و گفت....
دیدگاه ها (۲)

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

برا چی لوسی و شینوبو بهم نزدیک ن؟ 🤔:وقتی خاکسپاری کانائه تمو...

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

رمان اسیر خان پارت نهم ۹

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۲ ا/ت باز صبح شد دیدم خدمتکا...

https://wisgoon.com/v/IQMB6WUJYOhttps://wisgoon.com/namoteva...

https://wisgoon.com/mobina.onehttps://wisgoon.com/v/UGOQ5XRA...

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط