و من سایه نشین زخمی ِ

و من سایه نشین زخمی ِ
سلطان ِ پاییزم
که از تنهائی و
همهمه ی سکوت لبریزم
من آن بی تابی ِ دردم
که با برگی
به پرواز زوال
از شاخه تا مرگم
من آن بغض ِ گلوگیرم
که بر پاییز زنجیرم ..................
#شهزاد
دیدگاه ها (۴)

پارت ۵ و نهایی: سمفونیِ رنگ‌هایِ ابدیسکوتِ پشت‌بام، با صدایِ...

چند پارتی بازی ممنوع

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

من آن زرد ترین صُحبت پاییزم که از تنهائی و همهمه ی سکوت لبر...

و من زخمی ِ عشقاز تازیانه های بغض آلوده یپُر درد ِ پاییزمکه ...

من آن زرد ترینرویای پاییزمکه از تنهائی وهمهمه ی سکوت لبریزمم...

و من بی تابی ِ دردم که با برگی به پرواز زوال از شاخه تا مرگم...

من آن بغض ِ گلوگیرمکه بر پاییز زنجیرم ..................#شهز...

پاییز سزاوار غم ِ تنهائی است پاییز سکوت مبهم ِ رسوائی ا...

من زاده ی پاییزملب بسته و لبریزممن بغض پریشانمبی برگم و عریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط