" پرواز قوها "
" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۶۹
ویو راوی
بعد از اینکه کیسه وسایل رو روی اوپن گذاشتن ، دونه دونه همشو باز کردن و شروع کردن به چیدن خونه که نورا
+تهیونگ ........برو از انباری درخت کریسمس رو بیار
_ باشه الان رفتم
نورا با دقت کل خونه رو چید و وقتی تهیونگ اومد و درخت رو یه گوشه گذاشت گفت
+ نگاه کن چه خونه خوشگلی شد
_ بله سلیقه شماست دیگه
تهیونگ به سمت اوپن رفت و یکی از کیسه ها رو اورد و گذاشت کنار درخت و وسایل رو از توی کیسه دراورد و یکی یکی از روی درخت آویزونشون کرد
_ خب خانومم .......بفرمایید اینم ستاره ، خودت بذارش
نورا اومد جلو و ستاره رو از تهیونگ گرفت و روی نوک پاهاش ایستاد و ستاره رو روی درخت قرار داد
+تمومممم
تهیونگ خندید و گفت
_ نظرت چیه بخوابیم ؟ ..........خیلی خسته شدم امروز
نورا خنده ای کرد و گفت
+ تنبل
هر دو رفتن اتاق و خوابیدن تا برای فردا اماده بشن
* پرش زمانی به فردا صبح *
بعد از اینکه نورا از خواب بیدار شد صبحونه رو روی میز چید و خودش هم برای کار اماده شد و رفت مغازه
بعد از اینکه تابلو رو به سمت حاضر است برگردوند رفت پشت پیشخوان و دفتر ثبت اطلاعات رو از توی کشو دراورد و گذاشت روی میز همین که خواست دفتر رو باز کنه ، در با صدای زنگوله باز شد و مردی وارد مغازه شد
+سلام بفرمایید
... : سلام ، خانم وست ؟
+ بله خودم هستم .....بفرمایید
... : از طرف کارخونه مواد اولیه اومدم ........سفارشاتون رو آوردم
+اهان بله ...... بفرمایید
مرد از مغازه خارج شد و سوار کامیونت شد و جوری پارک کرد که پشت کامیونت جلوی در مغازه باشه
همزمان نورا در مغازه رو کامل باز کرد تا جعبه ها راحت تر وارد مغازه بشن
مرد از کامیونت پیاده شد و در کامیونت رو باز کرد و گفت
... : اینا تموم سفارش های شماست خانم وست
+ممنونم ازتون
چند گارگر دیگه از کامیونت پیاده شده و دونه دونه جعبه ها رو بردن تو مغازه
نورا که کنار در وایستاده بود گفت
+ مراقب باشین نیوفته
همون لحظه تهیونگ وارد مغازه شد و به سمت نورا اومد
_ چرا بیدارم نکردی ؟
+ صبح بخیر .......گفتم یه ذره بیشتر بخوابی
_ هنوز مونده تا تعطیلات میتونم کلی استراحت کنم
+ صبحونه خوردی ؟
_ اره .........صبحونه ای که چیده بودی رو هم جمع کردم
+دستت درد نکنه
_ خوبه که مواد اولیه رو آوردن
+ اره بابا
نورا تا حرفش تموم شد چشمش به چیزی خورد و رفت سمتش که ....................
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۶۹
ویو راوی
بعد از اینکه کیسه وسایل رو روی اوپن گذاشتن ، دونه دونه همشو باز کردن و شروع کردن به چیدن خونه که نورا
+تهیونگ ........برو از انباری درخت کریسمس رو بیار
_ باشه الان رفتم
نورا با دقت کل خونه رو چید و وقتی تهیونگ اومد و درخت رو یه گوشه گذاشت گفت
+ نگاه کن چه خونه خوشگلی شد
_ بله سلیقه شماست دیگه
تهیونگ به سمت اوپن رفت و یکی از کیسه ها رو اورد و گذاشت کنار درخت و وسایل رو از توی کیسه دراورد و یکی یکی از روی درخت آویزونشون کرد
_ خب خانومم .......بفرمایید اینم ستاره ، خودت بذارش
نورا اومد جلو و ستاره رو از تهیونگ گرفت و روی نوک پاهاش ایستاد و ستاره رو روی درخت قرار داد
+تمومممم
تهیونگ خندید و گفت
_ نظرت چیه بخوابیم ؟ ..........خیلی خسته شدم امروز
نورا خنده ای کرد و گفت
+ تنبل
هر دو رفتن اتاق و خوابیدن تا برای فردا اماده بشن
* پرش زمانی به فردا صبح *
بعد از اینکه نورا از خواب بیدار شد صبحونه رو روی میز چید و خودش هم برای کار اماده شد و رفت مغازه
بعد از اینکه تابلو رو به سمت حاضر است برگردوند رفت پشت پیشخوان و دفتر ثبت اطلاعات رو از توی کشو دراورد و گذاشت روی میز همین که خواست دفتر رو باز کنه ، در با صدای زنگوله باز شد و مردی وارد مغازه شد
+سلام بفرمایید
... : سلام ، خانم وست ؟
+ بله خودم هستم .....بفرمایید
... : از طرف کارخونه مواد اولیه اومدم ........سفارشاتون رو آوردم
+اهان بله ...... بفرمایید
مرد از مغازه خارج شد و سوار کامیونت شد و جوری پارک کرد که پشت کامیونت جلوی در مغازه باشه
همزمان نورا در مغازه رو کامل باز کرد تا جعبه ها راحت تر وارد مغازه بشن
مرد از کامیونت پیاده شد و در کامیونت رو باز کرد و گفت
... : اینا تموم سفارش های شماست خانم وست
+ممنونم ازتون
چند گارگر دیگه از کامیونت پیاده شده و دونه دونه جعبه ها رو بردن تو مغازه
نورا که کنار در وایستاده بود گفت
+ مراقب باشین نیوفته
همون لحظه تهیونگ وارد مغازه شد و به سمت نورا اومد
_ چرا بیدارم نکردی ؟
+ صبح بخیر .......گفتم یه ذره بیشتر بخوابی
_ هنوز مونده تا تعطیلات میتونم کلی استراحت کنم
+ صبحونه خوردی ؟
_ اره .........صبحونه ای که چیده بودی رو هم جمع کردم
+دستت درد نکنه
_ خوبه که مواد اولیه رو آوردن
+ اره بابا
نورا تا حرفش تموم شد چشمش به چیزی خورد و رفت سمتش که ....................
- ۱.۵k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط