{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی
...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕𝟏

ویو لیانا:

روی مبل نشسته بودم و نگاهم به تلویزیون بود. تلویزیونی که داشت یک کارتون پخش می‌کرد.

جونگ کوک کمپانی بود و به گفته‌ی خودش، قرار نبود به این زودی‌ها اجازه‌ی برگشتن به خونه رو داشته باشه.

از وقتی رفته بود، خونه زیادی ساکت شده بود. من هم توی این تایم‌هایی که جونگ کوک نبود، مجبور بودم سر خودمو با یه چیزی گرم کنم تا کمتر حوصله‌م سر بره.

نگاهم هنوز به تلویزیون بود، ولی فکرم جای دیگه‌ای می‌چرخید.

با صدای کارتونی که آخرش گفت:

+ Ten and..

از فکر بیرون اومدم و چند ثانیه به صفحه‌ی تلویزیون خیره موندم.

کنترل رو دوباره توی دستم گرفتم و شروع کردم به عوض کردن شبکه‌ها و گشتن دنبال یه فیلم یا برنامه‌ی جدید.

یکی‌یکی شبکه‌ها رو رد می‌کردم.
این یکی رو دیده بودم.
اون یکی اصلاً جالب نبود.

یکی دیگه هم حوصله‌ی دیدنش رو نداشتم.

بعد از چند دقیقه، با کلافگی صورتمو توی هم کشیدم و کنترل رو روی پام گذاشتم.

چند لحظه به سقف نگاه کردم و شروع کردم به فکر کردن.

+ نه گوشیم شارژ داره، نه حوصله‌ی نگاه کردن فیلم جدید دارم...

همون‌طور که با خودم حرف می‌زدم، ناگهان فکری به سرم زد.

چشمام برق زد و صاف روی مبل نشستم.

+ می‌تونم کیک درست کنم...

لبخند کوچیکی روی صورتم نشست.

جونگ کوک عاشق کیک بود.

ولی مشکل اینجا بود که من اصلاً بلد نبودم چطور درستش کنم.

تقریباً همیشه خود کوک کیک درست می‌کرد و من فقط کنار دستش می‌ایستادم و نگاه می‌کردم یا نهایتاً یه گوشه از کار رو انجام می‌دادم.

اما این بار فرق داشت.

جونگ کوک خونه نبود و من می‌خواستم وقتی برگشت، یه چیزی براش آماده کرده باشم.

+ این دفعه خودم درستش می‌کنم...

با ذوق از جام بلند شدم و به سمت آشپزخونه رفتم.

گوشیم رو برداشتم و به پاوربانک وصلش کردم و گذاشتمش کنار دستم روی کابینت.

قرار بود هم‌زمان که گوشی شارژ می‌شه، منم کیکم رو درست کنم.

وارد گوگل شدم و شروع کردم به سرچ کردن:

(طرز تهیه کیک شکلاتی ساده)

چندتا سایت بالا اومد.

همون اول وارد اولین سایتی که دیدم شدم.

مواد لازم رو مو به مو نوشته بود:

خامه، تخم‌مرغ، آرد، شکر، شیر، روغن مایع، پودر کاکائو، بکینگ‌پودر، وانیل و کمی نمک.

چند ثانیه به لیست نگاه کردم و بعد شروع کردم یکی‌یکی وسایل و مواد لازم رو از کابینت‌ها و یخچال برداشتن و روی کابینت گذاشتن.

آرد رو گذاشتم کنار شکر.

تخم‌مرغ‌ها رو هم از یخچال بیرون آوردم.

بعد شیر و روغن و بقیه‌ی مواد رو هم آماده کردم.

وقتی همه‌چیز آماده شد، دوباره به گوشی نگاه کردم.

پایین صفحه یک ویدیو بود که مرحله‌به‌مرحله طرز درست کردن کیک رو نشون می‌داد.

روش کلیک کردم.

+ خب... از اینجا شروع می‌کنیم.

گوشی رو جوری گذاشتم که صفحه‌ش رو ببینم و شروع کردم دقیقاً طبق ویدیو پیش رفتن.

اول تخم‌مرغ‌ها رو داخل کاسه شکستم.

بعد شکر و وانیل رو اضافه کردم و شروع کردم هم زدن.

چند دقیقه گذشت تا مواد حالت یکدست‌تری پیدا کرد.

هر چند ثانیه یک بار ویدیو رو نگه می‌داشتم، به کاری که انجام داده بود نگاه می‌کردم و بعد همون کار رو تکرار می‌کردم.

+ اینم از این...


چند بار نزدیک بود همه‌ی مواد رو روی کابینت بریزم و حتی یک بار هم مقداری از آرد روی لباسم ریخت.

با دیدنش اخم کردم.

+ وای... جونگ کوک اگه اینجا بود الان حتماً بهم می‌خندید.

لبخند زدم و دوباره مشغول کار شدم.

هرچقدر جلوتر می‌رفتم، بیشتر ذوق می‌کردم.

بالاخره مایه‌ی کیک آماده شد.

قالب رو آماده کردم و مایه رو داخلش ریختم.

قبل از اینکه قالب رو داخل فر بذارم، یک بار دیگه ویدیو رو چک کردم تا مطمئن بشم چیزی رو جا ننداختم.

بعد قالب رو داخل فر گذاشتم و درش رو بستم.

حالا فقط باید صبر می‌کردم.

چند دقیقه اول مدام جلوی فر می‌ایستادم و از شیشه به کیک نگاه می‌کردم.

هرچند هنوز اتفاق خاصی نیفتاده بود.

ولی من با ذوق منتظر بودم ببینم آخرش چی از آب درمیاد

ویو چند ساعت بعد:

با ذوق به کیکی که مقابلم بود نگاه کردم.

باورم نمی‌شد واقعاً خودم درستش کرده باشم.

خیلی خوشگل شده بود و از ظاهرش می‌شد حدس زد که احتمالاً خوشمزه هم هست.

از خوشحالی داشتم بال درمی‌آوردم.

با دقت روی کیک رو نگاه کردم.

تزییناتش حرف نداشت.

شکلات‌هایی که روی کیک گذاشته بودم، خامه‌ای که دورش زده بودم و موزهایی که به خاطر جونگ کوک دور تا دور کیک چیده بودم.

مخصوصاً موزها.

می‌دونستم جونگ کوک دوستشون داره و برای همین سعی کرده بودم کیک رو دقیقاً طوری درست کنم که خودش هم خوشش بیاد.

چند لحظه فقط بهش نگاه کردم و لبخند زدم.

بعد گوشیم رو از روی پاوربانک برداشتم.

دوربین رو باز کردم و چندتا عکس از کیک گرفتم.
دیدگاه ها (۲۹)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

پارت ۳ویو جونگ کوک تاریخ رو چک کردم و دیدم فرشتم امروز پریود...

پارت ۱ ویو ا.ت با اینکه خیلی خونده بودم ولی بازم خیلی برای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط