Life..
نمی دانم که بودی،ولی بودنت را دوست داشتم. نمی دانم که بودی، ولی حرف هایت را دوست داشتم. نمی دانم که بودی، ولی از رفتنت نفرت داشتم. نمی دانم که بودی، ولی از بودنت کنار کسی تنفر داشتم. نمی دانم که بودی، ولی همیشه به فکرت بودم. نمی دانم که بودی، ولی همیشه به انتظارت بودم.
اما اکنون رفتی. اومدنت دست من نبود ولی بگذار رفتنت دست من باشد.
نمی دانم که بودی،ولی هنگام فکر به تو دردی در قلب خود احساس می کنم.
روز ها به فکرت بودم.. تو هم بودی!؟
تو هم همین حس را داشتی؟!
دیگر نمی توانم این هارا سوال کنم.
حالا همان گونه که اومدی. بی صدا.
اکنون بی صدا هم رفتی ولی صدای شکسته ی مرا نشنیدی...
[مخاطب خاص]
اما اکنون رفتی. اومدنت دست من نبود ولی بگذار رفتنت دست من باشد.
نمی دانم که بودی،ولی هنگام فکر به تو دردی در قلب خود احساس می کنم.
روز ها به فکرت بودم.. تو هم بودی!؟
تو هم همین حس را داشتی؟!
دیگر نمی توانم این هارا سوال کنم.
حالا همان گونه که اومدی. بی صدا.
اکنون بی صدا هم رفتی ولی صدای شکسته ی مرا نشنیدی...
[مخاطب خاص]
- ۱۰.۳k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط