در آفتاب نباشی رُباب حداقل

در آفتاب نباشی رُباب حداقل

نمی خورد به لبت آفتاب حداقل

دو روزی است که نانی نخورده ای اصلاً

کمی بزن لب خود را به آب حداقل

چقدر گریه و گریه، بس است خسته شدی

عروس فاطمه قدری بخواب حداقل

تو یک تنه همه را تا فرات می بردی

اگر نبود به دستت طناب حداقل

تو را مجال ندادند قرص ماهت را

به صورتش بزنی یک نقاب حداقل

لب حسین خودش می کشد تو را در طشت

مکن نگاه به ظرف شراب حداقل

چقدر آب شدی و چقدر پیر شدی

در آفتاب مشین ای رباب حداقل
دیدگاه ها (۲)

#السلام-علیک-یا-علی-اصغرع در آفتاب نباشی رُباب حداقلنمی خورد...

#اشعار_مصیبت_شام خیال کن سر نی آفتاب هم باشدنگاه زینب تو بی ...

"هَل من مُعین..." شنیدی و ابیات ناب رادادی به شیوه ی خودت آخ...

رسیده است به معنای مستجاب شدن کسی که خسته نمی‌گردد از جواب ش...

کمی مراعاتش کن مویش شکستنی استشبیه مادرمان پهلویش شکستنی است...

خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزدبه سایه آب رخ آفتاب می‌ریزدزب...

باز کن در را؛ دو چشم پر شراب آورده اماز سر کوه بلند تاک، آب ...

دوباره گفتم : دیگر سفارشت نکنمدوباره گفتم : جان تو و حسین، پ...

حضرت علی اصغر علیه السلامدست و پا می زنی انگار بغل می خواهیی...

#شباب عمر عجب با شتاب می‌گذردبدین شتاب #خدایا شباب می‌گذردشب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط