{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"هَل من مُعین..." شنیدی و ابیات ناب را

"هَل من مُعین..." شنیدی و ابیات ناب را

دادی به شیوه ی خودت آخر جواب را

اذن شهادت است در اعماق گریه ات

تنها به این بهانه طلب کردی آب را

مردی شدی برای خودت روی دست من!

دشمن شناخت زبده ترین هم رکاب را

گردن گرفته ای دگر ای نور چشم من!

ای کاش حرمله نزند آفتاب را!

چشم تو باز مانده شبیه لبت علی!

لالاییِ سه شعبه گرفت از تو خواب را!

قنداقه دست و پای تو را سخت بسته است

زیر عبا ادامه بده پیچ و تاب را

هرجای خیمه گاه، نگاهِ رباب هست!

خواهر! بیا ببر تو ازینجا رباب را
دیدگاه ها (۱)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

فاصله یک لبخند تا جنون

.یابن الحسن اجرک الله آقا جانکم خیره شو به نیزه ، علی را نشا...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است دیگر بخواب نیمه ای از شب ...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته استدیگر بخواب نیمه ای از شب گ...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته استدیگر بخواب نیمه ای از شب گ...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته استدیگر بخواب نیمه ای از شب گ...

یا صاحب الزمان میدونم امشبدوباره بی قرار قحط آبیوقت مرور روض...

بس کن رباب سر به سر غم گذاشتیاصلا خیال کن علی اصغر نداشتیبس ...

حسین: (روز هفتم: یا علی اصغر حسین علیهما السلام)دو جرعه آب ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط