{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#یادت می‌آید می‌خواستی دستم را بگیری

#یادت می‌آید می‌خواستی دستم را بگیری
از بهاری که گذشت
تا بهار سال بعد
قدم بزنیم...؟
حالا که بهار در راه است
وقتش نشده تو هم برگردی...؟
من مدت‌هاست روی همان نیمکتی که آخرین بار همدیگر را دیدیم
به انتظار تو و بهار
نشسته‌ام...
دیدگاه ها (۱۴)

ایدل من#پارت_2 کوک بلند شد و اومد سمت من. سعی کرد دستم رو بگ...

dark life = 28

My professorChapter:2Part:103رو به روی هم نشسته بودیم.اونقدر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p59صدای نینا محکم‌تر از قبل بود.«تو یه جم...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

لبخند قاتلپارت⁴⁶ویو جونگ‌کوکماشین توی خیابون‌های خلوت حرکت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط