پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ م

پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ می کنم تا هرگز نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی …
#طبیعت #بکر #خلوت #آرامش #حس_خوب
#بکر #مدیتیشن #طبیعت_درمانی #بومگردی
دیدگاه ها (۱)

پارت سوم عضو بلک‌پینک با استرس نگاهی ب...

درخواستی چیفویو

Part "70"☆ویو راوی☆هوای سرد بیرون انبار با گرمای نفس‌های هان...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐عصر همون روز، طبق آدرسی...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۳:سه...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۱۱لیویا هیچ‌چیزی بر...

پارت ۳۳ — «بهایی که برای یک تصمیم گذاشته بودند»چند روز بعد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط