{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم شنل قرمزی رو واسه گودزیلامون میخوندم که متوجه شدم آ

داشتم شنل قرمزی رو واسه گودزیلامون میخوندم که متوجه شدم آقاگرگه مادربزرگه رو که میخوره لباس تنشه خب بعدش گرگه همون لباسا رو میپوشه تا شنل قرمزی بیاد حالا چجوری وقتی مادربزرگو از شکم گرگه در میارن بازم لباساش تنشه!! مارو چی فرض کردن؟! تا این حد خنگ بودیم؟
دیدگاه ها (۲)

داداشم روزنامه می خوند، بابام حواسش نبود رفت رو انگشت دستش، ...

سر کلاس زبان، استاد ازم یه سوال پرسید؛ که باید به انگلیسی جو...

سرجلسه امتحان از دختره کنار دستم می پرسم: لاک داری؟ میگه: چه...

**ﺗﯿﺘﺮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺭﮊﺍﻧﺘﯿﻦ؛
ﻣﻮﺟﯽ ﺍﺯ ﻭﺣﺸﺖ ﺁﺭﮊﺍﻧﺘﯿﻦ ﺭﺍ ...

دریاچه قوپارت۳۸بعد از نیم ساعت برگشت پیشم.قشنگ داشت جلوم بال...

داشتم شنل قرمزی رو واسه فاطمه میخوندم که متوجه شدم اغاگرگه م...

#بیبی_کوچولو_منPart: ⁵+تو یه گرگی؟!دِ برو بابا، گرگ فقط تو ک...

دنیای تاریک من (:

بانو باش......سلاااااااام خوبید همگی؟؟؟؟؟؟؟؟مهربونا اروز میخ...

❥ 𖨥 شکجه ی عشق ❥ 𖨥part ¹¹+برگشتم دیدم ک کوکه داره با عصبانیت...

#زیباترین_عشق#پارت_93 دیانا _خونه پر از همهمه بود ک آیفون ب ...

پدر ناتنی من...part:⁵روی پله ها بودم که جئون رو دیدم که مبل ...

#قسمت_سوم#دبیرستان_اکسون.س : کیم مین کیپسرای داخل سالن همه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط