امشب یه نفر با یه شماره ناشناس بهم اس ام اس داد:

امشب یه نفر با یه شماره ناشناس بهم اس ام اس داد:
«تو که درباره ی دلتنگی انقدر قشنگ نوشتی، تا حالا دلت برای کسی تنگ شده؟»
واسش فرستادم نه اندازه ی تو،
واسم فرستاد:«مگه می دونی من کی هستم؟»
گفتم نه،
گفت:«هنوزم علم غیب داری و همه چیز رو می دونی؟»
گفتم همه چیز که نه ،
فقط این رو می دونم که انقدر دلتنگ هستی که شماره م رو هنوز یادته...
اگه نتونستی شماره ام رو فراموش کنی یا از تو گوشیت پاک کنی یعنی بدجور اسیر خاطرات شدی...
چند دقیقه ی بعد با شماره ی اصلیش بهم زنگ زد...
شماره ش تو گوشیم سیو بود؛
شماره ش رو حفظ بودم!
دیدگاه ها (۱)

بعضی وقتا خسته نمی‌شی… فقط خالی می‌شی،نه اشکی می‌مونه، نه حر...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆³«پارت فرعی»خسته رو تختت دراز کشیده بودی.مامان و بابا...

اینا فایده نیست؟گفتم: باور می‌کنی فتنه انقدر سنگین بود که اگ...

پارت 186

«می‌دونی، عجیب‌ترین قسمتش این نیست که تنها هستم، بلکه اینجاس...

پارت ۶۰

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

رمان اسیر خان پارت بیست و دوم ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط