{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر جیمین :منظورت چیه؟

مادر جیمین :منظورت چیه؟
جیمین :اون دختر کوچولو رو تو محله قبلی یادت میاد
همون که ....
مادر بزرگ:همون که جون من رو نجات داد
(مادر بزرگ موقع رد شدن از خیابون حواسش نبوده که نجاتش داده)
جیمین :آره
مادر جیمین:خب...
جیمین:این همونه
(بزارید خلاصه بگم
ا.ت جون اونا رو نجات داده بوده و خیلی بهشون کمک کرده بوده و اونا خیلی از دوستش داشتن)
پارت بعد :۱۰ لایک
دیدگاه ها (۹)

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

P15وقتی از رینو خداحافظی کرد داشت سمت مخالف می‌رفت که کنارش ...

رمان : رفتار سرد

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط