رمان : رفتار سرد

ادامه‌.....


part : fife



جیمین : ا.ت ....


ا.ت: هوم‌؟

جیمین : کی بود؟

ا.ت: دوستم بود گفتم برات لباس بیاره .

جیمین : دوستت پسره ؟

ا.ت: اممم آره خب چی شده ؟

جیمین : آهان .


ا.ت : "آهان" منظورت چیه ؟

جیمین : هیچی .


ا.ت: باشه .


تهیونگ و جونگ کوک اومدن داخل .


تهیونگ : تو چرا لختی ؟

جیمین : هنر خواهرته.

تهیونگ : جیمین لباسی کن تنت جلوی ا.ت .


جیمین : چرا ؟

تهیونگ : چون تو مردی .


جیمین : خب .


تهیونگ : اگه یه مرد جلو ا.ت لباسش رو در میو ورد چی کار میکردی ؟

جیمین : اون فرق داره .


تهیونگ : جی....


ا.ت : خب بس کنید اعصابم رو خورد کردید رو مخ ها .


تهیونگ : [تعجب] 😳


جونگ کوک : ا.ت جون زیادی زبون دراز نیستی .


جیمین :"جون" ؟


جیمین : بعد ا.ت ما هنوز بحثمون تموم نشده بریم خونه کارت دارم .


ا.ت: اولن زبون دراز نیستم بعدشم من خونه دارم .

جونگ کوک : جیمین چته ؟

جیمین : تو به ا.ت میگی جون بعد من چمه ؟

جونگ کوک : زیادی حساس نیستی.


جیمین : نه بعدشم تو .....

ا.ت : چقد زر میزنین .

جیمین : تو چرا اینقد زبون دراز شدی قبل اینکه بری حتی داد هم نمیزدی .

ا.ت: من دیگه بزرگ شدم .

تهیونگ : دلیل نمیشه چون بزرگ شدی بزرگ شدی هر چی میخوای بگی.

تهیونگ : در ضمن میای داخل خونه خودمون .


ا.ت: من خونه دارم .

تهیونگ : منم گفتم میای خونه خودمون .


ا.ت: یس کن....



که گوشی ا.ت زنگ خورد .


سوگمین بود .

ا.ت: بله عزیزم ؟

سوگمین : دادمش به نگهبان کوچولو .

ا.ت: عشقمی مرسی .

سوگمین : باشه برای کی میخواستی؟

ا.ت: بعدا بهت میگم فعلا بای .

بوق .....

بوق .....


جیمین خیلی عصبی شده بود چون ا.ت به اون مردک گفته بود عشقی .


جیمین : مگه نگفتی دوستته؟

ا.ت: آره.

جیمین : کسی به دوستش نمیگه عشقم .

ا.ت: خب چه عیبی داره .

جیمین : دیگه بهش نگو .

ا.ت: اصلا به تو چه .

جیمین : گفتم‌ نگو .

ا.ت: میگم .

جیمین : نمیگی .

ا.ت : میگم

جیمین : نمیگی .


ا.ت: میگ....

جیمین : اینجور نمیشه بیا بریم وسایلت رو از خونه قبلیت برداریم و بریم خونه خودمون .

ا.ت: من جایی نمیام .

جیمین : لج نکن .

همون موقع در زده شد .

تق تق .

جونگ کوک : بیا تو .

نگهبان اومد و تیشرت رو روی نیز گذاشت و رفت .

ا.ت بلند شو و تیشرت رو داد جیمین‌ .

و رفت سمت در .


جیمین تیشرت رو پوشید .

ا.ت: من دیگه میرم .


جیمیت : کجا!

ا‌.ت: بیرون .

جیمین : بیرون کجا ؟

ا.ت : با دوستام میخوام برم بیرون .

جیمین : نمیشه .


ا.ت: چرا ؟

جیمین : اول بریم خونه وسایلت رو جمع کنیم بعد میگم .

ا.ت: نمیخوای کنار بیای .


جیمین : نه .

ا.ت: خیلی خب پس بریم من ساعت ۸ باید اونجا باشم الان ساعت چنده ؟

جیمین نگاهی به ساعت انداخت .

جیمین : ۶ .

ا.ت: پس بریم بدو .

تهیونگ : بزارین منم بیام .

جیمین : نمیخواد تو برو خونه آماده شو شب بریم بیرون.

تهیونگ : کجا ؟

جیمین : فعلا آماده شو .

تهیونگ : اوکی .

ا.ت: من جایی نمیام با دوستام میخوام برم بیرون .

جیمین : دوستات رو هم بیار .

ا.ت: کجا ؟

جیمین : میریم بار خودمون.

ا.ت: مگه بار دارین .

تهیونگ : هوم .

ا.ت : خب به بچه ها میگم بیا بریم دیر شد .

جیمین و ا.ت رفتن پایین و سوار ماشین شدن .


سکوتی بینمون بود فقط صدای ضعیف موتور ماشین شنیده می شد .


تا اینکه جیمین سکوت رو شکست و گفت .

جیمین : ا.ت.....

ادامه دارد ......


اسلاید اول سوگمین .

اسلاید دوم تیشرتی که سوگمین آورد برای جیمین .


بوس بهتون حمایت کنین تا پارت بزارم از پارت ۱۰ به بعد شرط داریم پس فعلا نهایت لذت رو ببرید 🤗🤭😂😘🙃🙂
دیدگاه ها (۵)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

رفتار سرد

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط