{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مَعِشُوقِه وَحشیِ مَنـ...!

مَعِشُوقِه وَحشیِ مَنـ...!
پارت ۴
بریم سراغ داستان
فقط اگه میخوای شب بالا سرت نیام شکلات منو فالو کن وقتی از محدودیت در اود خوشحال بشه
@leviackerman

خوب خوب بریم ببنیم چه خبر توی این داستان
نزدیک چند ماهه پارت ندادم
همه چیو یادم رفتهـ...!

(علامت ات + -- علامت کوک$)

ادامه علامتا توی داستان

$ با ماشین به سمت شهر حرکت کردیم تا ات رو برسونم خونه که دیدم ات بهم خیره شده با تعجب داره بهم نگاه میکنهـ...
$امم صورتم خونیه
+ نهـ... نه نیست
$ پس چرا زل زدی
+خوب منتظر بودم بگی ادرس خونه رو بدم
$ اول باید یه چیزی بخوری
+ فک کردم توهم داری منو میدوزدی
$ من شبیه دزدام؟؟
+ امم خوبـ...  شاید ولی خوب خیلی خوشکلی اینم بگمـ..
$هیس دیگه هیچی نگو اره من دزدم
+ نه نه نیستی فقط چرا قمار کردی یاچرا باید کسی که توی کافه تهدیدت کرد رو نجات بدی
$ خوب شاید مامور مخفی پلیسمـ...
+ پوف...  چرت نگو من پلیسارو از قلقشون میشناسم

(راوی: بلخره نوبتم شد🥲 کوک نگه میداره ماشینو پیاده میشه یه بسته کاپیتان بلک شکلاتی و دوتا کیک و شیر موز میخره🥹🤤برمیگرده به ماشین)

$ بفرمایید پرنسس کوچولو
+عه از این کارام بلدی
$ بخور صدا نده هرکی بود مرده بود تو سگ جونی
+یه سیگار میکشم

کاپیتان بلک رو میگره سمتش
$بفرمایید
+ بچه پولداریا🤣💔
$ایبابا
+ فک نمیکردم انقد مهربون باشی

نیم ساعت دیگه

$ بفرماید اینم خونه
+ممنونم
(علامت داداش ات _)
_ به به بلخره برگشتی اون کی بود این دوروز کجا بودی
+کــ. شعر نگو اعصاب ندارم
_بازم سیگار کشیدی
+ به تو چ- رفتم اتاقم

خوب خوب اینم از این نظرتون برام مهمه نظر بدین از این پارت به بعد یکم ترسناک میشهههههه امیدوارم نترسید🤣🤣💔

اصکی❌
بازنشر قشنگ تره😍
دیدگاه ها (۴)

پارت پانزدهم ات. وقتی رفتیم لباس عروس بخریم اومد تو رختکن لب...

پارت ۲

پارت ۶

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

{ خوانواده بی ارامش }

𝓹𝓪𝓻𝓽40(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم...

یه شروعِ غیرمنتظره… رمان جدید در راه است! ✨)اتفاق‌ها همیشه و...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط