پارت پانزدهم
پارت پانزدهم
ات. وقتی رفتیم لباس عروس بخریم اومد تو رختکن لباس عروس رو از تنم در آورد و منو بوسید قبلاً هم از این کار ها کرده بود به خاطر همین تقلا نکردم که خودم هم تحریک شدم
الا. واستا ببینم قبلاً هم بینتون تنش بوده و به ما نگفتی
آت. اره خوب ولش بزار بقیه رو بگم بعد دیگه نتونست خودشو کنترل کنه هو منو به سرعت برد خونه خوب البته منم کرم ریختن که هارد شد بعد رفتیم خونه هو هم هم امروز هم با درد زیر شکم بیدار شدم
ریا.وای چه با حال و فانتزی چیزه خوب منم با
جیمین رابطه داشتم
الا. وای منم با تهیونگ
آت. چی دارید میگین
ریا و الا. خوب اون شب که
فلش بک.
اون شب که تو بار حسابی مست کرده بودیم جیمین منو برد خونش و خوب یه تنش هایی به خاطر مستی مون اتفاق افتاد که رسید به سک##س
ات. وای شما که هنوز ازدواج نکردید
ریا. ات امروز جیمین ازم خواستگاری کر
د الا و آت. خوب چرا نگفتی به ما دختر ریا. میخواستم بگم
الا. تهیونگم همین طور
ات. خوب تبریک میگم ماه عسل با هم میریم
الا آت و ریا با هم خندیدن
(این پارت کوتاه بود شرمنده ادامش توی پارت بعد گزاشتم)
ات. وقتی رفتیم لباس عروس بخریم اومد تو رختکن لباس عروس رو از تنم در آورد و منو بوسید قبلاً هم از این کار ها کرده بود به خاطر همین تقلا نکردم که خودم هم تحریک شدم
الا. واستا ببینم قبلاً هم بینتون تنش بوده و به ما نگفتی
آت. اره خوب ولش بزار بقیه رو بگم بعد دیگه نتونست خودشو کنترل کنه هو منو به سرعت برد خونه خوب البته منم کرم ریختن که هارد شد بعد رفتیم خونه هو هم هم امروز هم با درد زیر شکم بیدار شدم
ریا.وای چه با حال و فانتزی چیزه خوب منم با
جیمین رابطه داشتم
الا. وای منم با تهیونگ
آت. چی دارید میگین
ریا و الا. خوب اون شب که
فلش بک.
اون شب که تو بار حسابی مست کرده بودیم جیمین منو برد خونش و خوب یه تنش هایی به خاطر مستی مون اتفاق افتاد که رسید به سک##س
ات. وای شما که هنوز ازدواج نکردید
ریا. ات امروز جیمین ازم خواستگاری کر
د الا و آت. خوب چرا نگفتی به ما دختر ریا. میخواستم بگم
الا. تهیونگم همین طور
ات. خوب تبریک میگم ماه عسل با هم میریم
الا آت و ریا با هم خندیدن
(این پارت کوتاه بود شرمنده ادامش توی پارت بعد گزاشتم)
- ۱۴۲
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط