گا گاهی با خودم نامهربانی می کنم
گا گاهی با خودم نامهربانی می کنم
با خودم لج میکنم با غم تبانی میکنم
می نشینم چای می نوشم کنار پنجره
بی کسی های خودم را دیدبانی میکنم
آب میریزم به روی خاک گلدانهای خشک
آب پاش خانه را دارم روانی می کنم
چشم میدوزم به دستانی که در دست تو بود
خاطرات رفته ام را بازخوانی می کنم
بی نشانی رفتی و دلتنگ ماندم چاره چیست
نامه ها را می نویسم بایگانی می کنم
آه حالا که خودت اینجا کنارم نیستی
در کنار عکس تو شیرین زبانی میکنم
با خودم لج میکنم با غم تبانی میکنم
می نشینم چای می نوشم کنار پنجره
بی کسی های خودم را دیدبانی میکنم
آب میریزم به روی خاک گلدانهای خشک
آب پاش خانه را دارم روانی می کنم
چشم میدوزم به دستانی که در دست تو بود
خاطرات رفته ام را بازخوانی می کنم
بی نشانی رفتی و دلتنگ ماندم چاره چیست
نامه ها را می نویسم بایگانی می کنم
آه حالا که خودت اینجا کنارم نیستی
در کنار عکس تو شیرین زبانی میکنم
- ۳.۷k
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط