راست می گفتی که من دیوانه ام

راست می گفتی که من دیوانه ام
شُعله ای    بر   آتشِ   پروانه ام
راست  میگفتی  منم  ولگرد شب
بر  شبت  هم  ساغر  و پیمانه ام
می نشینم    گاه   بر  لبهای  تو
در   کنار  جُبّه ی      شاهانه ام
سر نهم   بر  بوستان عشقِ جان
بی  تو  امّا  کشوری  ویرانه ام
در گشا   تا در  گشایم  خانه ام
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

...یک نفس با ما نشستی، خانه بوی گل گرفتخانه‌ات آباد؛ کاین وی...

بِسوز ای دِل که آتَش لانه کردهتَبَسّم  بَر   شبِ   ویرانه   ...

عاشقانه

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزدعشق اینبار به دیوانه شدن می...

وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویمبند را برگسلیم از همه بی...

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفتخانه‌ات آباد کاین ویرانه ...

گاهی به سرم میزند افسانه بگویماز عاقبــت یـک دل دیـوانه بگو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط