{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیال مرا،

خیال مرا،
شانه میکنی؟
پریشان است.

#دلنویس

وقتي 9 شب میومدم و بهت میگفتم :
شبت‌بخیر منظورم یه شب بخیرِ واقعی
نبود .
فقط دنبالِ بهونه‌اي بودم تا بهت پیام بدم
وَ باهات حرف بزنم . .
کلی اتفاقایی كِ برام اُفتاد رو برات تعریف
کنم و آخرش با یك حالِ خوب بخوابم چون
با تو حرف زده بودم !
دوس داشتم ازم بپرسی ، حالِ دلت میزونه
و منم جواب بدم : اگه باهات حرف بزنم
قول میدم میزون شه .
ولی حیف كِ شب‌بخیر‌هامو جدی گرفتی
و با گفتنِ یه‌ خوب بخوابی ، منُ با کلی
حرف‌های ناگفته خوابوندی :)!🌱'📽


#دلنوشته_های_من
#دخترونه_خاص
#ویسگون_شخصی
#بی_مخاطب👍
#شبتون_بدور_از_دلتنگی


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

وقتی پدرت بود🧡پارت ۲تا اینکه صدای در اومدتق تق.با اینکه حال ...

My lovely neighbor part : ۷۶

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

آخرین باری که باهات خداحافظی کردم بهت گفتم که قول بده زود زو...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

رمان عشق ممنوع

P¹²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط