از آسمانم، ماتم ببارد

از آسمانم، ماتم ببارد
هراسِ ِ بی‌ تو ماندنم ادامه دارد
نمی‌نویسم ترانه بی‌ تو
چگونه پر کشد خیالِ واژه بی‌ تو؟
به لب رسیده جان! کجایی؟ 
کجایی؟ که برده طاقتم جدایی
باران تویی! به خاکِ من بزن
بازا ببین! که بی‌ مه‌ِ تو من هوای پر زدن ندارم!
باران تویی! به خاکِ من بزن
بازا ببین! که در ر‌هِ تو من نفس بریده در گذارم!

مگر ندانی
چو از تو دورم بیراهه‌ای خموش و تار، بی‌ عبورم؟
نمی‌توانم
دگر برویم که من اسیرِ این خزانِ تو به تویم
به لب رسیده جان! کجایی؟ 
کجایی؟ رهی نمانده تا رهایی
باران تویی! به خاکِ من بزن
بازا ببین! که بی‌ مه‌ِ تو من هوای پر زدن ندارم!
باران تویی! به خاکِ من بزن
بازا ببین! که در ر‌هِ تو من نفس بریده در گذارم!
باران تویی! به خاکِ من بزن
بازا ببین! که بی‌ مه‌ِ تو من هوای پر زدن ندارم....
دیدگاه ها (۱)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت دوم: پناهگاه تاریکبوی عود...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط