ویو ات:

ویو ات:

با الارم گوشیم بیدار شدم رفتم دستشویی کارای لازم کردم امدم بیرون صبحونه خوردم لباس پوشیدم یکم مرطوب کننده زدم با لیپ گلاس کفشم رو پوشیدم و به سمت کافه رفتم

نکته:(ات و لیا داخل کافه کار میکنن)

ویو لیا:

صبح خسته کننده ی دیگه اوف بیدار شدم رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم صبحونه خوردم لباس پوشیدم کیفم رو هم برداشتم کفش هم پوشیدم رفتم کافه


ویو ات:

داشتم لباسی که برای کار هست رو میپوشیدم که یکی دستشو روی چشام گذاشت من حدس زدم که لیاس دیدم بله

ویو لیا: وقتی رسیدم ات رو دیدم بدو بدو رفتم دستم روی چشاش گذاشتم بعد فهمید که منم

ویو ات:
لیا: سلام چطوری خره
ات: سلام گاو من خوبم تو چی
لیا: منم خوبم بدو بریم سراغ کار تا رئیس چیزی نگفته
ات: باشه بدو بریم

ویو لیا: داشتم با گوشیم ور میرفتم که یکی امد یک پسر جذاب قد بلند خودم رو مرتب کردم رفتم سفارش گرفتم
لیا: سلام خیلی خوش امدید
جونگ کوک: سلام ممنون
لیا: چی میل دارید
جونگ کوک: یک شیر موز
لیا: حتما
جونگ کوک: ممنون

ویو ات: داشتم ظرف میشستم کهدیدم لیا با ذوق امد گفت که یک پسری امده که خوشتیپه اینا و گفت که شیر موز اماده کنم
داشتم شیر موز امده میکردم دیدم یک صدایی امد رفتم ببینم چیه که دیدم یک پسری امد نشست پیش همون کسی که لیا میگفت خوشتیپه
خدایی اون پسره نشست خیلی خوشگل بود پس رفتم خودم سفارش رو گرفتم
ویو تهیونگ:
داشتم میرفتم خونه که جونگ کوک زنگ زد
تهیونگ: سلام چطوری
جونگ کوک: سلام خوبم ببین برات ادرس میفرستم بیا اینجا یک چیزی بخوریم
تهیونگ: اوکی امدم
رفتم سمت جایی که جونگ کوک برام ادرس فرستاد رسیدم اونجا دیدم یک دختر زیبا با موهای خرمایی بلند حالت دار داره کار انجام میده
رفتم میز جونگ کوک رو پیدا کردم نشستم

نکته: جونگ کوک رو مینویسم کوک

کوک: تهیونگ اون دختره رو ببین چقدر خوشگله
تهیونگ: اره بقلیش ولی بیشتر
کوک: میگم چطوره بدزدیمشون
تهیونگ: باشه ساعت ۹ خوبه بیارمشون عمارت من
کوک: باشه


لایک یادتون نره
بنظرتون پارت ۲ چی میشه
حتما امشب میزارم براتون ✨🫶🏻
دیدگاه ها (۱۱)

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

وقتی تولدت بودو..

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

به زیباییه مشکی

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

الماس زیبای من ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty twoویوی تهیونگ :صبح با صد...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط