آوای دروغین
part31
برگشتم به کوک نگاه کردم که بازم گرخیدم شبیه هیولا شده بودیم
با فکری که به سرم زد دویدم سمت حموم که کوک قبل از من دوید سمت حموم
باهم مسابقه میدادیم
کوک سریعتر به دستگیره در رسید و تا خواست درو باز کنه از تیشرتش گرفتم و کشیدم
با صدای جر خوردن پارچه هر دومون از حرکت وایسادیم
دست کوک رو دستگیره خشک شد و آروم برگشت سمتم و به پارچهای که قبلا تیشرت بود تو تن جونگکوک نگاه کرد
تیشرت جونگکوک کلا از پشت جر خورده بود و نصفش دست من بود
کوک زودتر ازمن بخودش اومد و خودش و انداخت تو حموم
_یه تیشرت طلبت
به خودم و اومدم و به در بسته حموم نگاه کردم بی حرف رفتم و پیتزا هارو درست کردم و گذاشتم توی فر
***
دو ساعته کوک تو حمومه نمیدونم داره چیکار میکنه پیتزا ها آماده شدن و از فر آوردمشون بیرون ولی کوک هنوز نیومده بیرون
صبرم لبریز شد و به در حموم لگدی زدم
+رفتی دوش بگیری یا بمب اتم خنثی کنی
حرفم تموم نشده بود که در باز شد
حوله رو انداخته بود دور گردنش و فقط یه شلوارک تن داشت موهای خیسش که آب از چکه میکرد جذاب ترش کرده بود
_تموم شدم
از افکارم بیرون اومدم و سرمو تکون دادم
+چرا انقدر طول کشید
_چون جنابعالی به بشکه تخم مرغ رو سرم خالی کرده بودی
+نه اینکه تو تلافی نکردی
عقب رفت و دستشو به سمت ورودی حموم گرفت:مادمازل بفرمایین حمام الان یکی بیاد ببینتتون سکته ناقص میزنه
پشت چشمی نازک کردم و بعد از برداشتن لباسام بازم رفتم حموم
از حموم اومدم بیرون و پیتزا هارو خوردیم
_موهات بلند شده
+اره یکم بلند شده
_یکمم...اگه موهاتو صاف کنی اندازه موهای کوتاه یه دختر عادی میشه
+واقعا؟
_اره
یه بشکن روی هوا زد
_الان که هیچ کس اینجا نیست و همه رفتن بیرون بیا ماهم بریم بیرون
+مثلا کجا
دستشو زیر چونش زد جوری که مثلا فکر میکنه
_آممممم...مثلا بار
اخمامو تو هم کشیدم و گفتم:نه...بار نه
چشماشو مظلوم کرد و اومد از بازوم گرفت:بیا بریم دیگه
حالا از اون اصرار از من انکار
مگه ول میکرد آخرش اونقدر کلافم کرد که گفتم:باشه...باشه بریم ولی زیادهروی نمیکنی باشه؟
پوفی کشید و گفت:باشه حالا
خواستم برم آماده شم که گفت:آوینا
سر جام میخ شدم انتظار نداشتم اسم دخترونهام و صدا کنه اولین بار بود که با این اسم صدام میکرد
+ب...بله
_میشه با ظاهر دخترونه بیای
+چی...نه نه معلومه که نمیشه
_خب چرا؟من که ماسک میزنم و هیچ کس نمیشناستم توهم که خلاف نمیکنی واقعا دختری
+با این موها آخه
_صافشون کنی راحت دخترونه میشه
+کی حوصله داره اینارو صاف کنه آخه
_برو لباساتو بپوش بیا خودم برات صاف کنم
هوفی کشیدم با کوک هیچ کس نمیتونه سر و کله بزنه
رفتم اتاقم مونا فقط برام دو دست لباس بیرون دخترونه گذاشته بود یکی از اونا که بیشتر خفن بود پوشیدم(اسلاید بعد)
کیف برنداشتم و گوشیمو تو دستم برداشتم و فقط رژ زرشکی که همیشه از نوجوانی تو کیفم بود و زدم
رفتم پیش کوک که موهامو صاف کنه اونم چون آیدل بود تو خونه مو صاف کن داشت
در اتاق کوک و زدم و بدون گرفتن جواب بازش کردم
یه استایل راحتی سیاه زده بود(اسلاید بعدتر)
مو صاف کن و زد به برق و نشست با حوصله موهامو صاف کرد ولی نمیزاشت به آینه نگاه کنم
بالاخره تموم شد و من اجازه نگاه کردن به آینه رو پیدا کردم
از حق نگذریم خوشگل شده بودم
قیافم کاملا دخترونه شده بود و اصلا شبیه قیافه قبلیم نبودم
_حالا شدی خودت...خیلی خوشگل شدی آوینا
هر بار اسممو صدا میزد مور مور میشدم آروم زمزمه کردم
+ممنون
اونم گوشیشو برداشت و زدیم بیرون
برگشتم به کوک نگاه کردم که بازم گرخیدم شبیه هیولا شده بودیم
با فکری که به سرم زد دویدم سمت حموم که کوک قبل از من دوید سمت حموم
باهم مسابقه میدادیم
کوک سریعتر به دستگیره در رسید و تا خواست درو باز کنه از تیشرتش گرفتم و کشیدم
با صدای جر خوردن پارچه هر دومون از حرکت وایسادیم
دست کوک رو دستگیره خشک شد و آروم برگشت سمتم و به پارچهای که قبلا تیشرت بود تو تن جونگکوک نگاه کرد
تیشرت جونگکوک کلا از پشت جر خورده بود و نصفش دست من بود
کوک زودتر ازمن بخودش اومد و خودش و انداخت تو حموم
_یه تیشرت طلبت
به خودم و اومدم و به در بسته حموم نگاه کردم بی حرف رفتم و پیتزا هارو درست کردم و گذاشتم توی فر
***
دو ساعته کوک تو حمومه نمیدونم داره چیکار میکنه پیتزا ها آماده شدن و از فر آوردمشون بیرون ولی کوک هنوز نیومده بیرون
صبرم لبریز شد و به در حموم لگدی زدم
+رفتی دوش بگیری یا بمب اتم خنثی کنی
حرفم تموم نشده بود که در باز شد
حوله رو انداخته بود دور گردنش و فقط یه شلوارک تن داشت موهای خیسش که آب از چکه میکرد جذاب ترش کرده بود
_تموم شدم
از افکارم بیرون اومدم و سرمو تکون دادم
+چرا انقدر طول کشید
_چون جنابعالی به بشکه تخم مرغ رو سرم خالی کرده بودی
+نه اینکه تو تلافی نکردی
عقب رفت و دستشو به سمت ورودی حموم گرفت:مادمازل بفرمایین حمام الان یکی بیاد ببینتتون سکته ناقص میزنه
پشت چشمی نازک کردم و بعد از برداشتن لباسام بازم رفتم حموم
از حموم اومدم بیرون و پیتزا هارو خوردیم
_موهات بلند شده
+اره یکم بلند شده
_یکمم...اگه موهاتو صاف کنی اندازه موهای کوتاه یه دختر عادی میشه
+واقعا؟
_اره
یه بشکن روی هوا زد
_الان که هیچ کس اینجا نیست و همه رفتن بیرون بیا ماهم بریم بیرون
+مثلا کجا
دستشو زیر چونش زد جوری که مثلا فکر میکنه
_آممممم...مثلا بار
اخمامو تو هم کشیدم و گفتم:نه...بار نه
چشماشو مظلوم کرد و اومد از بازوم گرفت:بیا بریم دیگه
حالا از اون اصرار از من انکار
مگه ول میکرد آخرش اونقدر کلافم کرد که گفتم:باشه...باشه بریم ولی زیادهروی نمیکنی باشه؟
پوفی کشید و گفت:باشه حالا
خواستم برم آماده شم که گفت:آوینا
سر جام میخ شدم انتظار نداشتم اسم دخترونهام و صدا کنه اولین بار بود که با این اسم صدام میکرد
+ب...بله
_میشه با ظاهر دخترونه بیای
+چی...نه نه معلومه که نمیشه
_خب چرا؟من که ماسک میزنم و هیچ کس نمیشناستم توهم که خلاف نمیکنی واقعا دختری
+با این موها آخه
_صافشون کنی راحت دخترونه میشه
+کی حوصله داره اینارو صاف کنه آخه
_برو لباساتو بپوش بیا خودم برات صاف کنم
هوفی کشیدم با کوک هیچ کس نمیتونه سر و کله بزنه
رفتم اتاقم مونا فقط برام دو دست لباس بیرون دخترونه گذاشته بود یکی از اونا که بیشتر خفن بود پوشیدم(اسلاید بعد)
کیف برنداشتم و گوشیمو تو دستم برداشتم و فقط رژ زرشکی که همیشه از نوجوانی تو کیفم بود و زدم
رفتم پیش کوک که موهامو صاف کنه اونم چون آیدل بود تو خونه مو صاف کن داشت
در اتاق کوک و زدم و بدون گرفتن جواب بازش کردم
یه استایل راحتی سیاه زده بود(اسلاید بعدتر)
مو صاف کن و زد به برق و نشست با حوصله موهامو صاف کرد ولی نمیزاشت به آینه نگاه کنم
بالاخره تموم شد و من اجازه نگاه کردن به آینه رو پیدا کردم
از حق نگذریم خوشگل شده بودم
قیافم کاملا دخترونه شده بود و اصلا شبیه قیافه قبلیم نبودم
_حالا شدی خودت...خیلی خوشگل شدی آوینا
هر بار اسممو صدا میزد مور مور میشدم آروم زمزمه کردم
+ممنون
اونم گوشیشو برداشت و زدیم بیرون
- ۱۱.۹k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط