...

...
من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم
لب تشنهٔ تیغم، به گلو آب ندارم

درِ، خانهٔ غارت زده را باز گذارند
تا روی تو رفت از نظرم خواب ندارم

آسوده ام از کعبه و آزاده ام از دیر
جز قبلهٔ ابروی تو محراب ندارم

جایی که نگاه تو بُود حاجت مِی نیست
پروای چراغ شب مهتاب ندارم

#حزین_لاهیجی
#گل #رز
#صبر #مژگان #سیه #تاب #لب #تشنه #تیغ #گلو #آب #خانه #غارت #باز #نظر #خواب #آسوده #کعبه #آزاده #دیر #قبله #ابرو #محراب #نگاه #حاجت #پروا #چراغ #شب #مهتاب #زمستان #اسفند
#flowers
#flower
دیدگاه ها (۲)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

رمان «دختر کوچولوی من» پارت دوم

Ten

عطش از خشکی لب های تو سیراب شده آب از هرم ترک های لبت آب شده...

🏴 💚 #اَلسّلامُ.عَلیک #یا.أبَاالْفَضْلِ.الْعَبّاسَ💚 🏴 عطش از...

روی اقیانوس شب مهتاب ، یعنی یاد تووقت خوش در طالع مرداب ، یع...

شب که سازد غم آغوش تو بی تاب مراگر بود فرش ز مخمل،نبرد خواب ...

ان کوچه و مهتاب زیادت رفتهلرز در دل بی تاب زیادت رفتهلب ت...

روی اقیانوس شب مهتاب یعنی یاد تووقت خوش در طالع مرداب یعنی ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط