{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت آن پنجره ی رو ب افق.پشت دروازه ی تردید وخیال. لا ب لا

پشت آن پنجره ی رو ب افق.پشت دروازه ی تردید وخیال. لا ب لای تن عریانی بید. من دراندیشه ی آنم ک تو را. وقت (دلتنگی خود) دارم وبس س س
دیدگاه ها (۲)

.

تقدیم به اسمونکه از کلک هنر نقش دل انگیز خداییحیف باشد مهِ م...

نفرين به بخت و سرنوشت     به اون نگاه كه عشقتو، تو سرنوشتِ م...

من روز خویش رابا آفتاب روی توکز مشرق خیال دمیده ستآغاز می کن...

در جست و جوی رستگاریپارت چهارمهعب سعی کردم چیزای رو ک نوشتم ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

پآرت⁸یه یونگی نگاه کردماهمیتی ندادم ولی هوووف بزرگی از عصبان...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

( last minute )

رمان اجبار تا عشق

پارت ۲۵ ات تا مرد رو دید خشکش زد و گفت : س..س...سلام مرد هم ...

[•] عمارت عشق [•] part: 16تو پشت بوم بودن. کتاب دست ایلا بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط