پارت بیست و چهار رمان love is still beautiful
پارت بیست و چهار رمان love is still beautiful
@my...k
(مینا)رقصو به امیلی یاد دادم رفتم سمت اتاق اصلی رقص جی بی اونجا بود مینا:سلام دیر اومدم؟ جی بی:نه من زود اومدم یکم تمرین کردم مینا:خوبه پس بیا شروع کنیم . رفتم سمت باندا اهنگو پلی کردم شروع کردیم به رقص تا الان خیلی خوب یادش گرفته یهو وسطش حرکت ترکیبی زدیم صبر کن ببینم این اصلا تو رقص نبود ولی باحال بود باید به بقیه دنسرا بگم یکی باهاش تو اجرا برقصه این حرکتو بزنه ولی راستش حسودی کردم به دختره کاشکی من به عنوان دنسر دختر تو اجراش باشم ولی نمیشه کار دارم دخترا رو باید مطمعن بشم که کارشونو خوب انجام میدن فکر اینکه یکی دیگه غیر از من با جی بی برقصه گند میزد تو تمرکزم تعادلمو از دست دادم در مرز افتادن بودم که گرفتم
جی بی: مینا؟چت شده دختر تو که حالت خوب بود؟ مینا:من هیچیم نیست حالم خوبه یکم تمرکزم بهم ریخت جی بی:مطمعنی که خوبی؟ مینا:اره خوبم.از تو بغلش اومدم بیرون خوب مینا نفس عمیق بکش تو نباید عاشقش بشی هدفت یه چیز دیگه اس باید برادرتو نجات بدی اوکی برای همین با اون دوست شدی لعنتییی بد جور ازش خوشم میاد چرا این کار را رو با من میکنه اخهههه لعنت بهت پارک سونگ روک لعنت بهت که مجبورم کردی همچین کاری رو بکنم (فلش بک) سونگ روک:تو مگه برادرتو نمیخوای مینا:میخوام و ولی تو این کار درستی نیست سونگ روک:من نمیگم بکشش دارم بهت میگم که عاشق خودت کنش و بعدش ولش کن پسش بزن اوکی؟ مینا:اون چه گناهی کرده مگههه سونگ روک :صداتو ببر اون باید. تاوان کارای پدرشو بده میفهمی مینا:اما اون خودش نمیدونه که پدرش چیکار کرده سونگ روک:اگه ادامه بدی تضمین نمیکنم سالم بمونی از جلو چشمام گمشو مینا:امیدوارم بمیرییی
سونگ روک:قبلش برادر تو رو میکشم عزیزم نه شاید قبلش از این بدن خوشکل و سکسیت یکم استفاده کنم هوم نظرت چیه؟.لبخند کثیفی زد و سر تا پامو با چشمای تیزش نگاه کرد مینا:خیلی پست و کثیفییی خیلییی.زدم بیرون من نمیتونم این بلا رو سر جی بی بیارم دوستام چی همه اعتمادشونو نسبت به من از دست میدم لعنتی امیلی چی ویکی لیانا هلیا میتسو هلنا سولی به اینا باید چی بگم ازم متنفر میشن جونگهیون چی اون جدید ترین دوسته بهم اعتماد داره حالم ازش بهم میخوره (پایان فلش بک) فکر کردن به اون اتفاقات داشت دیوونم میکرد جی بی چی؟ منه احمق دوستش دارم چیکار کنم؟ قید همه چیو بزنم نمیتونم برادرم چی میشه؟ چرا من؟ چرا من واقعا؟ چرا باید انقدر بدبختی؟ اون میدونسته من جی بی دوست دارم برای همین این بلا رو سرم اورده حالم ازش بهم میخوره
@my...k
(مینا)رقصو به امیلی یاد دادم رفتم سمت اتاق اصلی رقص جی بی اونجا بود مینا:سلام دیر اومدم؟ جی بی:نه من زود اومدم یکم تمرین کردم مینا:خوبه پس بیا شروع کنیم . رفتم سمت باندا اهنگو پلی کردم شروع کردیم به رقص تا الان خیلی خوب یادش گرفته یهو وسطش حرکت ترکیبی زدیم صبر کن ببینم این اصلا تو رقص نبود ولی باحال بود باید به بقیه دنسرا بگم یکی باهاش تو اجرا برقصه این حرکتو بزنه ولی راستش حسودی کردم به دختره کاشکی من به عنوان دنسر دختر تو اجراش باشم ولی نمیشه کار دارم دخترا رو باید مطمعن بشم که کارشونو خوب انجام میدن فکر اینکه یکی دیگه غیر از من با جی بی برقصه گند میزد تو تمرکزم تعادلمو از دست دادم در مرز افتادن بودم که گرفتم
جی بی: مینا؟چت شده دختر تو که حالت خوب بود؟ مینا:من هیچیم نیست حالم خوبه یکم تمرکزم بهم ریخت جی بی:مطمعنی که خوبی؟ مینا:اره خوبم.از تو بغلش اومدم بیرون خوب مینا نفس عمیق بکش تو نباید عاشقش بشی هدفت یه چیز دیگه اس باید برادرتو نجات بدی اوکی برای همین با اون دوست شدی لعنتییی بد جور ازش خوشم میاد چرا این کار را رو با من میکنه اخهههه لعنت بهت پارک سونگ روک لعنت بهت که مجبورم کردی همچین کاری رو بکنم (فلش بک) سونگ روک:تو مگه برادرتو نمیخوای مینا:میخوام و ولی تو این کار درستی نیست سونگ روک:من نمیگم بکشش دارم بهت میگم که عاشق خودت کنش و بعدش ولش کن پسش بزن اوکی؟ مینا:اون چه گناهی کرده مگههه سونگ روک :صداتو ببر اون باید. تاوان کارای پدرشو بده میفهمی مینا:اما اون خودش نمیدونه که پدرش چیکار کرده سونگ روک:اگه ادامه بدی تضمین نمیکنم سالم بمونی از جلو چشمام گمشو مینا:امیدوارم بمیرییی
سونگ روک:قبلش برادر تو رو میکشم عزیزم نه شاید قبلش از این بدن خوشکل و سکسیت یکم استفاده کنم هوم نظرت چیه؟.لبخند کثیفی زد و سر تا پامو با چشمای تیزش نگاه کرد مینا:خیلی پست و کثیفییی خیلییی.زدم بیرون من نمیتونم این بلا رو سر جی بی بیارم دوستام چی همه اعتمادشونو نسبت به من از دست میدم لعنتی امیلی چی ویکی لیانا هلیا میتسو هلنا سولی به اینا باید چی بگم ازم متنفر میشن جونگهیون چی اون جدید ترین دوسته بهم اعتماد داره حالم ازش بهم میخوره (پایان فلش بک) فکر کردن به اون اتفاقات داشت دیوونم میکرد جی بی چی؟ منه احمق دوستش دارم چیکار کنم؟ قید همه چیو بزنم نمیتونم برادرم چی میشه؟ چرا من؟ چرا من واقعا؟ چرا باید انقدر بدبختی؟ اون میدونسته من جی بی دوست دارم برای همین این بلا رو سرم اورده حالم ازش بهم میخوره
- ۱۱.۴k
- ۰۹ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط